تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
صدمه اى بزند - به همه جا مىرسد . - و چهره اش ، - چون باغهاى بهارى - شكفته و شاداب است ، كه هيچ پژمانى و افسردگى نمىبيند . - و تا زمانى كه حوادث و خطرات عالم ، چنگ بر جان مردم مىزند ، او ناخنان قلم را ، چيده و آماده دارد . ( با سلاح قلم به جنگ مصائب مىرود ) . - مركب قلم اوست ، كه درد دردمندان را درمان مىكند ، و سختيها را از آنان بر طرف مىسازد . - او از تبار خاقان ، و از كسانى است كه چهرهء چون ماهشان ، در غبار درد و ملال ، پرتو افشانى مىكند . - دلاورانى كه وقتى بهنگام نبرد حمله مىبردند ، شمشير بر گردن هر حمله كننده اى فرود مىآورند . - و آنگاه كه چشم فرو مىبندند ، و از حمله باز مىايستند ، آب گواراى آرام بر جويها بر مىگردد ، و همه جا را زيبايى و آرامش فرا مىگيرد . - آثار و اخبارشان ، با خط سياه ، در پيشانى سفيد هر بامدادى به چشم مىخورد . - اى كسى كه قهرت ، چون صخره‌هاى استوار ، محكم ، و مهرت ، چون نسيم نوازشگر ، لطيف است . - مكارم بلند تو ، چنان برجسته است ، كه گويى فراز نيزهء بلند كمانداران ، همه جا به چشم مىخورد . - اينك عيد اضحى ( عيد النحر ) ، با چهرهء گشاده و بشاش ، بر تو روى آورده ، و لطافت نسيمش ، گوئيا لطافت اين شعر من است . - عيدى كه با مسرت فرا رسيده ، و آغاز و انجامش ، همه خوش و فرخنده است .