صدمه اى بزند - به همه جا مىرسد .
- و چهره اش ، - چون باغهاى بهارى - شكفته و شاداب است ، كه هيچ پژمانى و افسردگى نمىبيند .
- و تا زمانى كه حوادث و خطرات عالم ، چنگ بر جان مردم مىزند ، او ناخنان قلم را ، چيده و آماده دارد . ( با سلاح قلم به جنگ مصائب مىرود ) .
- مركب قلم اوست ، كه درد دردمندان را درمان مىكند ، و سختيها را از آنان بر طرف مىسازد .
- او از تبار خاقان ، و از كسانى است كه چهرهء چون ماهشان ، در غبار درد و ملال ، پرتو افشانى مىكند .
- دلاورانى كه وقتى بهنگام نبرد حمله مىبردند ، شمشير بر گردن هر حمله كننده اى فرود مىآورند .
- و آنگاه كه چشم فرو مىبندند ، و از حمله باز مىايستند ، آب گواراى آرام بر جويها بر مىگردد ، و همه جا را زيبايى و آرامش فرا مىگيرد .
- آثار و اخبارشان ، با خط سياه ، در پيشانى سفيد هر بامدادى به چشم مىخورد .
- اى كسى كه قهرت ، چون صخرههاى استوار ، محكم ، و مهرت ، چون نسيم نوازشگر ، لطيف است .
- مكارم بلند تو ، چنان برجسته است ، كه گويى فراز نيزهء بلند كمانداران ، همه جا به چشم مىخورد .
- اينك عيد اضحى ( عيد النحر ) ، با چهرهء گشاده و بشاش ، بر تو روى آورده ، و لطافت نسيمش ، گوئيا لطافت اين شعر من است .
- عيدى كه با مسرت فرا رسيده ، و آغاز و انجامش ، همه خوش و فرخنده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 310
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣١٠