تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
پرچم بر نيفراشته است ، و جز او ، در اين ميدان نمايان نيست . - چهرهء او ، در زيبايى مانند ماه است ، و در اين تشبيه و همانندى ، هيچ شكى نيست ، - بر پيمان خود وفادار ، و در راه آرمان كوشنده و بردبار ، و سلامت درونش در اوج آرزوهاى ما است . - و كجا در اين روزگار ، ما كسى را با چنين اوصافى مىيابيم كه مدح كنيم ؟ - چگونه مىتوان نامش را بصراحت به زبان آورد ، نامى را كه عنايت خدا آن را بر اعلاى عرش نگاشته است ؟ - پس پروردگارا ، او را همچنان از روى لطف بنواز ، و فكرش را استوار ، و از گزند گمراهان مصونش بدار . - از انعام خود ، جامهء فكرى آراسته اى بر او بپوشان ، جامهء حمايت و نگهدارى . و ديگر قصائدى كه در ديوان شريف سيد مدرس در ضمن شرح حال شاعر مورد بحث ما از او نقل شد . و همه از مقام والايى كه او در فضايل و برتريها دارد حكايت مىكند و آراستگى او را به اخلاق نيكو و ملكات فاضله نشان مىدهد . از اشعار اين بشاره شعرى است كه در كتابش « نشوة السلافة » در مدح پيشوايمان امير مؤمنان عليه السّلام آورده و اين شعر را همانند قصيده سيد على خان مدنى كه ذكرش ( در ص 350 ) گذشت سروده است : 1 - من از ظلمت شبانگاه دلارا مىدارم چرا كه در آنست كه شهابها و اختران آشكار مىشوند . - و طيف و نور آسمانى بديدارم مىآيد و در واپسين دم شب چهره مىنمايد .