پرچم بر نيفراشته است ، و جز او ، در اين ميدان نمايان نيست .
- چهرهء او ، در زيبايى مانند ماه است ، و در اين تشبيه و همانندى ، هيچ شكى نيست ،
- بر پيمان خود وفادار ، و در راه آرمان كوشنده و بردبار ، و سلامت درونش در اوج آرزوهاى ما است .
- و كجا در اين روزگار ، ما كسى را با چنين اوصافى مىيابيم كه مدح كنيم ؟
- چگونه مىتوان نامش را بصراحت به زبان آورد ، نامى را كه عنايت خدا آن را بر اعلاى عرش نگاشته است ؟
- پس پروردگارا ، او را همچنان از روى لطف بنواز ، و فكرش را استوار ، و از گزند گمراهان مصونش بدار .
- از انعام خود ، جامهء فكرى آراسته اى بر او بپوشان ، جامهء حمايت و نگهدارى .
و ديگر قصائدى كه در ديوان شريف سيد مدرس در ضمن شرح حال شاعر مورد بحث ما از او نقل شد . و همه از مقام والايى كه او در فضايل و برتريها دارد حكايت مىكند و آراستگى او را به اخلاق نيكو و ملكات فاضله نشان مىدهد .
از اشعار اين بشاره شعرى است كه در كتابش « نشوة السلافة » در مدح پيشوايمان امير مؤمنان عليه السّلام آورده و اين شعر را همانند قصيده سيد على خان مدنى كه ذكرش ( در ص 350 ) گذشت سروده است :
1 - من از ظلمت شبانگاه دلارا مىدارم چرا كه در آنست كه شهابها و اختران آشكار مىشوند .
- و طيف و نور آسمانى بديدارم مىآيد و در واپسين دم شب چهره مىنمايد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣١٤