تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
- اين پوشش تاريكى شب است كه عشق را از رقيبان مىپوشاند و از ديدهء نگهبانان نگه مىدارد . - تاريكى شبانه از آن گلهاى وصال كه جان را زنده مىكند پاسدارى مىكند . 5 - بسا شبا كه تا بصبح با تاريكيش ساختم و با عشق پاك بىآلايشم بسر آوردم . - تا آنگاه كه شهابها ناپديد گشته و اختران روى به افول گذاشتند . - و صبح با پرتوهاى تابناكش دامن گسترد و تاريكى با پرتو افكنى او كنار رفت . مرا از ترس دشمنان نجات داد و آرامگاهى خلوت آماده نمود . - همين شب هرگاه سپر مرا بشكافد را مشگه و گلگشتى برايم فراهم مىشود . 10 - اين شب است كه پيش از اين موسى از جانب طور باستقبال نور رفت . - او باميد دريافت قبسى پيش رفت تا به نزديكى آن آتش رفت . و از كنار غربى ساحل ندايى شنيد كه منم پروردگار آفرينندهء بزرگ و بىهمتا . - راز اين آتش موسى همانا حيدر است اين دانشور بليغ با كفايت . - هرگاه جنگ پيش روى او رخ مىداد بر مىخاست و هرگز پشت نمىكرد . 15 - چه پهلوانانى كه با تيغ او تكه تكه شده و چه گرگهايى كه بنيروى بازوانش قطعه قطعه گرديدند . - او پسر عموى مصطفى و كسى است كه از درختستان او بهترين نهالها سركشيده .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 315 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)