در تابانى و زيبايى ، همتاى صبحگاهان است .
- جوانمردى كه باران كرمش ، شكوفههاى آرزو و امانى هواداران را شكوفا ساخته است :
- و با نيروى خرد و تدبير ، مشكلات چشمگير را از بين برده است .
- با سخنان روان و يا بخششهاى فراوانش ، « برقس بن ساعده » سبقت گرفته است .
- انديشه اش ، در روى زمين ، لكن عزم و اراده اش ، بر فراز سيارات ، مسكن دارد .
- شعرش ، همچون گلها شاداب و نشاط بخش است ، لكن نه گلهايى كه پس از شگفتن بپژمرد .
- پس از تو ، باغ سعادت افسرده و پژمرده خواهد شد ، و نوحهء سوگوارى سر خواهد داد .
- ديگر اين باغ جهان ، پس از تو - اى آسمان بزرگوارى - همهء عالم را در نظر من ، دژم و ناپسند كرده است .
- اما نوشتههاى تو ، از آسيب اين دهر ، مرا نگاهداشته و افسون كرده است . و من جز آنها ، جادوگر ديگرى نمىشناسم .
- همواره جامههاى بزرگوارى ، به نشان زيباى مجد و شكوه شما ، مزين است .
و از اشعار ديگر اوست :
- سلامى همچون گلهاى باغ كه شبنم بر رخش نشسته باشد ، سلامى همانند مرواريد كه دريا در بر گرفته است ،
- اين سلام ، مخصوص آن سرورى باد ، كه فرزند بشاره است ( ابن بشاره ) آن كسى كه شعر ، از بيان فضلش شكوفا مىشود .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 307
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٠٧