تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
- ابرهاى بخشش ، كه همت و انديشه هايش از اختران آسمان فراتر رفته است ، و همه عالم را برده و چاكر خويش كرده است . - آن جوانمردى كه گوى سبقت را در ميان مكارم برده ، و دانشهايى را اندوخته است كه به شمار نمىآيد . دانشمندانى چون قطب الدين ، رازى ، عضد الدين و صدر را ، در مقايسه با او ، چه مقامى تواند بود ؟ - مناقبى تابنده ، و مواهبى چون ابر بارنده دارد . منازلش ، همه سرسبز ، و شمشيرهايش ، همه سرخ است . - در سبقت بر دانشوران ، همهء راههاى فضيلت را بپيموده ، و با همت والاى خويش ، بر مسند افتخار نشسته است . - از اين پس ، بايد بگويم كه از پس دورى و فراق شما ، احوال من مانند باغهاى اندوه زايى است ، كه از فراق باران پژمرده و نادان است . - خدا مىداند ، كه چه شبهاى خوبى در محضر شما سپرى شده ، و گلها هرگز از تماشاى باغ وصل شما دل نمىكندند . - سرچشمهء اين لذتها ، چقدر صاف و خوشگوار بوده . و يك تماشاى آن ، خاشاك از ديدگانم مىربود ، راحت و آرامم مىبخشيد . - يك روزم ، از بهره گيرى نوشته‌هاى شما ، بريده و محروم مباد ، چرا كه انتشار آثار شما ، مردگان را چون صحراى محشر زنده مىكند . از اشعار ديگر او ، شعرى است كه در تهنيت عيد قربان سروده و گفته است . - بهار ، جامه زيباى گلها را بر زمين بگسترد ، و بوى خوش عطر « دارى » ( 1 )
هامش
( 1 ) دارى به همين عطر فروش ، و منسوب به معنى « دارين » است ، كه در بحرين محلى بوده ، كه از هند به آنجا عطر مىآوردند .