تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
- « سلافة » ( 1 ) را رها كنيد ، زيرا كه در اين كتاب ، هر بيتى ، باده اى مسكر است . - و از تيميه هم سخن نگوئيد ( 2 ) ، زيرا كه اوقيانوس شعر شاعر ما ، انواع گوهر را به ساحل خود انداخته است . - « دمية القصير » ( 3 ) كه اثر بزرگان علما است ، در جنب آثار او ، ديگر همچون گردنبندى بر گردن نكورويان ، جلوه ندارد . - اى دارندهء شرافت ريشه دار ، و اى معدن كرامت فراوان ، و اى آيت آشكار ، اين عروس انديشه و شعر زيبا را كه اخلاص دوستى آن را آراسته ، اينك تقديم مىدارم . اين را بگير ، و پوزش تقصيرم بپذير . - به رغم دشمنان ، همواره در راه هدايت سير كن ، و دامن افتخار و كمال خود را بر كيوان بگستر . سيد علامه مدرس حائرى ، اشعار متنوعى در ستايش شاعر ما « ابن بشاره » دارد ، كه از آن جمله اشعار زير است : - سلام و درودى ، كه دامن پرناز خود را بر اختران درخشند گسترده است . - سلامى كه مخصوص آن فرزند بشاره ( ابن بشاره ) باد ، آن كسى كه
هامش
( 1 ) مراد ، سلامة العصر سيد على خان است ، كه در همين جزء از الغدير ، دربارهء آن سخن گفتيم . ( 2 ) مراد « تيمية الدهر » ثعالبى نيشابورى است . كتابى ادبى ، كه در چهار مجلد به طبع رسيده است . ( 3 ) « دمية القصر » تأليف باخرزى ، كه چاپ شده و در دسترس است .