تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
احمد نحوى حلى در قصيده اى مدحيه آن را ياد كرده و ستوده است . قصيده چنين شروع مىشود : - اى آفتاب دلفروز روز ، پرده‌هاى مرا يكسو زدى ، و نهانم را آشكار كردى . و اى گلهاى زيباى اختران ، تيرگى مرا بر ملا كرده ، شرمنده‌ام كرديد . - آفتابى كه زيبايى چهره اش ، از جمال خورشيد آسمان و دلربايى آهوان زيباتر است . و در آن قصيده مىگويد : - تو از آل موح هستى ، و ستارهء آسمانهاى بلند و ماه جهانتاب بخشش و افتخار است . - از خاندان بزرگوارانى هستى ، كه دلاورى و توانائىشان ، ارسطورهء اسكندر را از يادها برده است . - جود و عطايشان ، ياد جعفر و فضل ربيع برمكى را ، از خاطرها سترده است . - هيچ عصرى ، از شهرت و نامشان خالى نبوده ، و مانند هلال ماه ، بر جبين اعصار درخشيده‌اند . - مخصوصا آن شخصيت بزرگوارى ، كه همهء بزرگان ، در برابر دانش و برترى بلا انكار او ، سر تعظيم فرود مىآورند . - اوست كه « نهج البلاغه » را جامهء شرح پوشانده ، و هر نكتهء پوشيدهء آن را آشكار كرده است . - من از كتاب « ريحانة النحو » در عجبم ، كه چگونه در طول روزگاران ، پژمرده و كهنه نشده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 305 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)