- همچون گوهرانى در سينهء تاريخ - ثبت كرده است ، كه همواره بر سر زبانها و مورد شكرانها است . از آثار او ، « نشوة السلافة و محل الاضافه » است ، كه سيد حسن پسر امير رشيد - كه از اين پس شرح حالش خواهد آمد - آن را تقريظ كرده ، و همچنين شيخ احمد نحوى حلى در تقريظ آن چنين سروده است :
- اى دارندهء فضل و مكارم و سرورى و مجد و بزرگوارى و شرف .
- اى اديب بىمانند توانايى ، كه بر دشمنان هجوم مىبرى ، و دارندهء كمال و هنر و ظرافت هستى .
- اين چه گوهرى است ، كه در دهان صدف كاغذ و دفترى نهادى ، كه همهء گهرها را به رشك آوردى .
- زهير ، هرگاه از ازهار و گلهاى اين باغ آگاه مىبود ، آرزو مىكرد كه دامنى از گلهايت پر كند .
- بو و عطر « عرف » جان پرور اين گلها را ، كه صاحب « عرف الطيب » ( 1 ) بشنود ، زبان اعتراف به والايى آن مىگشايد .
- هرگاه على ( سيد على خان صاحب سلافة العصر ) ( 2 ) مىدانست ، كه تو بدين نيكوئى آن را جمع كرده اى ، فضيلت و برترى اين اثر را از تو مىدانست .
- و اظهار مىداشت كه تأليف من ، همچون ته ماندهء جام باده ، و از آن تو ، حبابهاى جوشان آن است .
- كجاست جويندگان و پژوهندگان ، كه از ميوهء فضل و دانش و نكات و لطايف ، آثار او را دريابد ؟
هامش
( 1 ) مراد ابو الطيب متنبى است شاعر معروف و در اين بين « عرف » و « عرف الطيب » صنعت جناس به كار رفته .
( 2 ) ابن بشاره ، « سلافة العصر » سيد على خان را جمع و تكميل كرده ، و آن را « نشوة السلافة و محل الاضافة » ناميده است .