و حرامزادگان بر ما سيادت يافتند .
- هر گاه پيغمبر و وصيش ( على ) حاضر بودند ، چه دستى جرأت داشت كه بسوى تو دراز شود ؟ »
- آنگاه شمر ملعون ، او را - كه زانو زده بود - به كنار زد ، آن سنگدلى كه كفر سراپايش را گرفته و در وجودش ريشه دوانيده بود .
135 - و رگ گردن آن تشنهء بزرگوار را بريد ، و اينجا بود كه ريشهها و شاخههاى مكارم و بزرگوارى قطع گرديد .
- رشتههاى استوار اسلام ، سست شد ، و هدايت نابود گرديد ، و بزرگمرد جهان معانى و افتخار ، زبان از گفتن بربست .
- فرشتگان و جن و انس ، همه بر او نوحه سرودند . و نزديك بود كه درياهاى هفتگانه ، به رسم اشگ بر وى سرازير شوند .
- پهنهء زمين گسترده را زلزله گرفت ، و كوهها و بيابانها به جنبش آمدند
- جهان پست ، پردههاى عزت را بدريد ، و دل كائنات به درد آمد .
140 - فسوس بر آن ديارى كه آن تن پاك برخاك افتاد ، و سرش بالاى نيزهها به حركت آمد .
- خدا مىداند كه چه مصيبت بزرگى دامن مردم را گرفت ، و چه سوك عظيمى جهان اسلام را در خاموشى و بيقدرى فروبرد !
- و اين مصيبتى چنان بزرگ است كه بر زمينيان ، سخت بزرگ ، و بر آسمانيان ، سنگين و غير قابل تحمل است .
- فرزندان پيامبر و خاندان وحى ، در خاك كربلا برهنه و داغديدهاند ، لكن خاندان « حرب » در كاخها آرميدهاند ( 1 ) .
هامش
( 1 ) خاندان حرب : بنى اميه . حرب بن اميه جد اعلاى بنى اميه و پدر ابو سفيان است ( قاموس الاعلام ) .