100 - اينان با ديدهء بصيرت و به نيروى ايمان ، حوران بهشتى را ديده ، و در پهنهء آرزو و اميد ، بدانان و اصل گشتهاند .
- ارواح پاكباخته اى را نثار راه حق كردهاند ، كه مرگ را عين سعادت و آسايش مىدانند ، و در سايهء گستردهء پهن بهشت مسكن گزيدهاند .
- آنجا كه اقتضا داشت ، حق حسين را بر خودشان به راستى ادا كردند ، و چنين ياران وفادارىاند كند .
- آوخ كه بدنهاى بىجان اين پاكان ، در پيشگاه امامشان بر زمين افتاده ، و بادهاى سخت بر آنها دامن گسترده بود .
- اين تنهاى برهنه ، از گرد و خاك نبرد ، كفن پوش بودند ، و خون سينه شان ، به عوض آب فرات ، اندامشان را غسل مىداد .
105 - از آن چه گروه ياران ، جز خود امام و حضرت زين العابدين عليهما السّلام كه بيمار بود ، كسى بر جاى نمانده بودند .
- و سرانجام ، در حالى كه خود امام به خاك و خون غلطيده بود ، همه اطرافيان و كسانش نيز پيرامون او نقش زمين شده بودند . آرى آن كسى كه با فرومايگان در آويزد ، به ظاهر اينچنين گزند مىبيند .
- اين امامى است كه بر دشمنان ، چنان حملهء على وار كرد ، كه از آتش آن ، كوههاى بلند متلاشى مىشود .
- سوار بر مركبى كه از جامهء خود شكوهى داشت ، و نگاه بلند دلاوران ، نعل پاى آن مركب محسوب مىشد و خاك پاى او را طوطياى چشم مىكردند .
- او زرهى همچون صفحهء آبدانها بر تن ، و تيغى كه نيزههاى بلند را مىمانست ، بر كف داشت .
110 - اين شخصيت بزرگ - كه سرو گردنى بالاتر و بلندتر از ديگر پهلوانان داشت - همهء دلاوران را بر زمين كوبيد ، اسبان و گروه لشگريان ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢١