كشته و بر زمين افتاده بودند .
- بسا از اين پيكرها ، از پشت ، نيزههاى باريك خورده بودند ، و بسا كشتگان كه با شمشير كشته شده بودند .
- اينها پيكر دلاورانى بودند ، كه بر لشكر مشركان تاخته ، و نيزه هاشان بر نيزهء آنها برترى پيدا كرده بود .
- امام كه با دلى شكيبا ، و با بردبارى شگفت در برابر شدايد ، از راست و چپ سراغ اين كشتگان را مىگرفت .
- در اين هنگام بود كه امام حمله مىكرد ، و دشمنان ، از ترس پاى به فرار مىگذاشتند ، گوئيا كه اين على است كه در قلب صفوف دشمنان ، به حركت آمده است .
115 - زمانى كه دشمنان ، پستى را به مرحلهء آخر رساندند ، و هر عزيزى ذليل و هر ذليلى عزيز مىشد .
- در اين موقع ، لشكر دشمن يك حملهء همگانى بر او انجام داد ، و شمشيرها و نيزههاى كوچك و بزرگ ، از هر سو باريدن گرفت .
- امام ، چنان حمله اى كرد كه جمع دشمنان را - همچون گربهها كه از صداى برخورد تيغيها فرار كنند - پراكنده ساخت .
- در اينجا بود كه امام را آن چنان تير باران كردند ، كه از قواى امام ، جز اندكى چيزى نماند .
- پس به حال تشنه ، از اسب به زمين افتاد ، و بر روى تلهاى خاك مسكن گزيد .
120 - اسبش بسوى خيمهها روانه شد ، در حالى كه اين اسب ، ديگر آن بزرگمرد حمله كننده را بر روى خود نداشت .
- بانوان مطهر از خيمهها حسرت كنان بيرون آمدند و بر مولا و سرورشان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٢