تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
كشته و بر زمين افتاده بودند . - بسا از اين پيكرها ، از پشت ، نيزه‌هاى باريك خورده بودند ، و بسا كشتگان كه با شمشير كشته شده بودند . - اينها پيكر دلاورانى بودند ، كه بر لشكر مشركان تاخته ، و نيزه هاشان بر نيزهء آنها برترى پيدا كرده بود . - امام كه با دلى شكيبا ، و با بردبارى شگفت در برابر شدايد ، از راست و چپ سراغ اين كشتگان را مىگرفت . - در اين هنگام بود كه امام حمله مىكرد ، و دشمنان ، از ترس پاى به فرار مىگذاشتند ، گوئيا كه اين على است كه در قلب صفوف دشمنان ، به حركت آمده است . 115 - زمانى كه دشمنان ، پستى را به مرحلهء آخر رساندند ، و هر عزيزى ذليل و هر ذليلى عزيز مىشد . - در اين موقع ، لشكر دشمن يك حملهء همگانى بر او انجام داد ، و شمشيرها و نيزه‌هاى كوچك و بزرگ ، از هر سو باريدن گرفت . - امام ، چنان حمله اى كرد كه جمع دشمنان را - همچون گربه‌ها كه از صداى برخورد تيغيها فرار كنند - پراكنده ساخت . - در اينجا بود كه امام را آن چنان تير باران كردند ، كه از قواى امام ، جز اندكى چيزى نماند . - پس به حال تشنه ، از اسب به زمين افتاد ، و بر روى تلهاى خاك مسكن گزيد . 120 - اسبش بسوى خيمه‌ها روانه شد ، در حالى كه اين اسب ، ديگر آن بزرگمرد حمله كننده را بر روى خود نداشت . - بانوان مطهر از خيمه‌ها حسرت كنان بيرون آمدند و بر مولا و سرورشان