- و شگفتا كه يزيد بر تخت خلافت تكيه زده ، و حسين بر خاك كربلا كشته شده است .
145 - فرزند پيامبر - پيشواى امت و سرور همه انبيا - با لب تشنه ، مظلومانه ، به قتل رسيده است .
- او سلالهء پيغامبر برگزيده ، و حبيب خدا و فرزند فاطمه است ، و كجا چنين بزرگانى همانند دارند ؟
- براستى كه چه نيكو گفته است شيخ بزرگوار و صاحب معالى على حلى ( 1 ) ، و با اين شعر خود ، فضيلت بزرگ به دست آورده است ، آنجا كه گويد :
- [ در ميان مردان بزرگ . هيچ جدى به كمال محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله نيست ، و در ميان بانوان ، هيچ زنى به پايگاه حضرت فاطمه عليها السّلام نيست ] .
- بر حسين عليه السّلام ، اين افتخار بس كه چنان جدى و چنان پدر و مادرى دارد ، كه بنياد ريشهء هر بزرگوارى و افتخار هستند .
150 - اى مولا و پيشواى حق ! سيل اشك از ديدگانم خشك نخواهد شد ، و اندوه و سوكم مدام سنگينى خواهد كرد ، و هرگز تخفيف نخواهد يافت .
- نه حلقه ديدگانم از سرشك غم خشك خواهد شد ، و نه آتش اندوهم لحظه اى كاستى خواهد گرفت .
- اگر چه « صبر جميل » در نظر ما زيبا و جميل است ، اما همين صبر جميل ، بر مصيبت تو ، جميل و زيبنده نيست .
- من در عزاى تو ، بر اسلام و هر چه مجد و بزرگوارى است ، تسليت مىگويم . اندوه اسلام و بزرگواران عالم دربارهء تو ، اندوه جاودانه است .
هامش
( 1 ) اين بيت از لاميه شيخ علاء الدين على حلى است كه شرح حال او در جلد 6 ياد شد . و تمام اين قصيده را در ص 395 - 401 ، ط 2 آوردهايم .