تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
- اينان خروشيدند و حمله بردند و اندوه دل از خاطر حسين زدودند ، و با چنان عزمى بلند به جهاد برخاستند ، كه بر بالاى ستارهء سماك مكان دارد . - صف نيزه‌هاى بلند اين مردان زره دار ، همچون كوچه‌ها ، نمايان است . و شمشيرهاى اين پهلوانان ، همه كشيده و آماده است . - و چنان جانبازى كردند كه ضربهء تيغها و نيزه هاشان بر دشمنان سخت فرود آمد و دلاوريشان كوههاى بلند را متلاشى ساخت . - شمشيرهاى برق زننده در بين تيغهاى ديگر پهلوانان بىهمتا و بىنظير و نيزه هاشان در شكافتن سينهء دشمنان هولناك است . 95 - گرد و غبار ميدان كارزار ، همچون ابر آسمانى ، و درخشيدن تيغها ، همانند برق و رعد به چشم مىرسد ، و سيل خون در اين ميان جارى است ( 1 ) . - ياران حسين كه اطراف آن بزرگوار حلقه زده‌اند ، گويى جوانان و بچه‌هاى شيرند كه پيرامون شير فراهم گشته‌اند . - جانهاى گرامى خود را در كف اخلاص نهاده و آمادهء جانبازى هستند . و هر آن كسى كه از جان خود مضايقه كند ، خوار و ذليل است . - اينان ميوهء كرامت و بزرگوارى را ، در كشتزار آرزو چيده‌اند . و آرمان و آرزوشان بدين واسطه به كمال رسيده است . - اينان بدرجه اى رسيده‌اند كه در هر فضيلتى پيشگام گشته ، و به درجات ارزنده اى رسيده‌اند ، كه هيچ آرزومندى بدان پايه نرسيده است .
هامش
( 1 ) اين بيت آل عبد الكريم ياد آور بيت معروف زير از بشار است .كأن مثار النفع فوق رؤوسنا و اسيافنا ليل تهاوى كواكبهكه فردوسى نيز از همين بيت متأثر است ، آنجا كه گويد :درخشيدن تيغهاى بنفش در آن سايهء كاويانى درفش تو گفتى كه اندر شب تيره چهر ستاره همى برفشاند سپهرمترجم