تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
80 - شما انجام وظيفه كرديد ، و از اينكه قبول پستى و مذلت كنيد ، سرباز زديد ، اينك اينان فقط قصد جان مرا دارند . » - در اين هنگام ، هر كدام از ياران كه شيرى دلاور و بزرگوارى فداكار بودند ، بر پا خاسته و داد سخن دادند . - همگى ، از اين سخن مولا ، گريه و فغان سر دادند ، و اظهار داشتند : « جان ما فداى تو باد ، و جان ما در راه تو بهايى ندارد ، و كمتر چيزى است كه فدا مىكنيم . - هرگاه ما ، ترا كه در روز قيامت راه نجات ما هستى ، در ميان اين دشمنان تنها بگذاريم و ترا به دشمن تسليم كنيم ، - در آن روز در پيشگاه پيغمبر و دامادش على و دخترش زهراى بتول ، چه عذرى خواهيم داشت ؟ » . - پس آن بزرگوار فرمود : « خدا بر شما پاداش نيك دهد ، من در روز قيامت وسيلهء نجات شما خواهم شد . » 85 - ياران حسين ، چنان استوار ايستادند كه گويى كوههاى بلند بودند و در نثار جان همچون سيل روان جود مىورزيدند و مىخروشيدند . - شيران دلاورى ، كه بيشه‌هاى مرگ ، ميدان جولانشان بود ، و بر روى اسبان تيزرو آرام مىگرفتند . - بزرگواران و بخشندگانى كه بذل جان ، بخشش و هديهء آنها محسوب مىشد ، و تيرهايى بودند نوك نيزه‌هاى تيز آرامگاهشان بود . - شيرانى كه از تيغهاى براق چنگال داشتند ، بارانهايى بودند كه از خون سرخ سيل مىساختند . 90 - آنگاه كه در روزگار ، حادثه اى بزرگ و ناگوار روى مىداد ، وجودشان بر دشمنان خيلى سنگين و تحمل ناپذير مىبود .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 19 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)