80 - شما انجام وظيفه كرديد ، و از اينكه قبول پستى و مذلت كنيد ، سرباز زديد ، اينك اينان فقط قصد جان مرا دارند . »
- در اين هنگام ، هر كدام از ياران كه شيرى دلاور و بزرگوارى فداكار بودند ، بر پا خاسته و داد سخن دادند .
- همگى ، از اين سخن مولا ، گريه و فغان سر دادند ، و اظهار داشتند :
« جان ما فداى تو باد ، و جان ما در راه تو بهايى ندارد ، و كمتر چيزى است كه فدا مىكنيم .
- هرگاه ما ، ترا كه در روز قيامت راه نجات ما هستى ، در ميان اين دشمنان تنها بگذاريم و ترا به دشمن تسليم كنيم ،
- در آن روز در پيشگاه پيغمبر و دامادش على و دخترش زهراى بتول ، چه عذرى خواهيم داشت ؟ » .
- پس آن بزرگوار فرمود : « خدا بر شما پاداش نيك دهد ، من در روز قيامت وسيلهء نجات شما خواهم شد . »
85 - ياران حسين ، چنان استوار ايستادند كه گويى كوههاى بلند بودند و در نثار جان همچون سيل روان جود مىورزيدند و مىخروشيدند .
- شيران دلاورى ، كه بيشههاى مرگ ، ميدان جولانشان بود ، و بر روى اسبان تيزرو آرام مىگرفتند .
- بزرگواران و بخشندگانى كه بذل جان ، بخشش و هديهء آنها محسوب مىشد ، و تيرهايى بودند نوك نيزههاى تيز آرامگاهشان بود .
- شيرانى كه از تيغهاى براق چنگال داشتند ، بارانهايى بودند كه از خون سرخ سيل مىساختند .
90 - آنگاه كه در روزگار ، حادثه اى بزرگ و ناگوار روى مىداد ، وجودشان بر دشمنان خيلى سنگين و تحمل ناپذير مىبود .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٩