هر آن دلى كه در اين مصيبت از ناراحتى آب نشود بر او نفرين خدا باد مصيبتى كه نزديك است سنگهاى سخت ، از سنگينى آن خرد و ذوب بشود .
سيل اشكها در داغ مصيبت او در آن روز جارى گشت ، و زمين با آنهمه گستردگى تنگ شد .
نزديكان و دوران همه ، بر اين سرود بزرگوار و شريف گريه سر دادند .
آنگاه كه مرگ ، از پس طلوع آفتاب بر او حمله آورد ، درخشش دين الهى از ديدهها پوشيده شده ، و جامهء سياه پوشيد . و از آن پس ، هر شخص جليل در مقايسه با او حقير آمد ، و هر زيبايى ، در كنار جمال او ، ناتمام و معيوب جلوه كرد .
چه كسى بعد از او ، سائلان را آذوقه و خواربار خواهد داد ؟ و چه كسى برخواستهء خواهندگان پاسخ خواهد گفت ؟ چه كسى با انديشه خود مشكلات راحل ، و تاريكهاى نابگشوده و اسرار نهان علم را بيان خواهد كرد ؟
ديگر در روزگارى كه كمتر كسى در تاريكى شب به پيشگاه خدا پناه مىبرد ، چه كسى پس از او در تيرگيهاى شب دعا خواهد كرد ؟
چه كسى در تيرگى شب ، از خدا آمرزش خواهد خواست ؟ و از اينكه گناهان او را در بر گرفته ، اشك خون خواهد ريخت ؟
ديگر چه كسى دنيا را با دين ، با جاه و مقامى كه دارد ، جمع خواهد كرد ؟
با درگذشت تو ، همهء ديدهها بر از دست دادن هدايت ، اشك خواهند ريخت ، و همواره اشگها در اين سوگ سرازير خواهد شد .
بر صاحب آنهمه تصانيف ، اشكهاى خونين از دلها بسوى ديدهها جارى خواهد شد » .
و باز مىنويسد : او شاعرى اديب و دانشمند ، و نويسنده اى گرانقدر و عاليمقام بود . كتابى بنام « شرح مختصر النافع » دارد كه ناتمام مانده ، و نيز كتاب « فوائد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٦٣