تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
مكيه » و « شرح اثنى عشريه صلاتيه » ( 1 ) شيخ بهائى از اوست . رسالات ديگرى دارد ، از جمله رساله اى در تفسير آيه « مودت ذى القربى » و رساله « غنية المسافر عن المنادم و المسامر » از اوست . فرزندش سيد جمال الدين بن نور الدين على بن حسين ابو الحسن حسينى دمشقى نيز ، فضايل و مكارم ياد شده را از او به ارث برده ، تحقيات خود را در دمشق پيش علامه سيد محمّد پسر حمزه نقيب الاشراف انجام داده ، آنگاه به مكه - كه پدرش در ميان قبايل كوچك در آنجا بسر مىبرد - مهاجرت كرد ، و مدتى آنجا ماند . سپس وارد يمن شد ، و اين مقارن بود با روزگار امام احمد بن حسن ، وى به احوال اين شخص معرفت حاصل كرد و مراتب فضل او را شناخت ، و قصيده اى در مدح او سرود ، به مطلع :
« خليلى عودا لى فيا حبذا المطل اذا كان يرجى فى عواقبه الوجل
( 2 ) يعنى : اى دوست ، بسوى من بازگرد . چه خوش است آن درنگ و دورى ، كه سرانجام آن اميد بخش و نويد وصال يار باشد . سپس از يمن بيرون آمد و وارد هند شد . و به حيدر آباد - كه در آن زمان ملك ابو الحسن حاكم آنجا بود رفت ، و اين امير ، او را نديم مجلس خود و مقرب خويش كرد ، تا زمانى كه ايام تيره روزى ابو الحسن فرا رسيد ، و از طرف سلطان هند مغضوب واقع گرديد و زندانى شد . و بدينگونه روزگار بر سيد جمال الدين برآشفت ، و چنان كه برادرش روح الادب سيد على ساكن مكه به من اظهار داشت ، و مدتى در حيدر آباد ماند ، تا سال 1098 در آنجا درگذشت . شرح حالى كه محبى در « خلاصة الاثر » از او آورده ( 1 : 494 ) ، با مطالب
هامش
( 1 ) در اجازه اى كه براى ملا محمّد محسن نوشته نام آن را « انوار البهيه » آورده است . ( 2 ) محبى 15 بيت از آن را در خلاصة الاثر آورده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 164 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)