تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
موجه نيست . كمر همت و حزم را بر ميان بزن ، و همهء مرتبه‌هاى دشمن ، زبون تو خواهد شد . تماشاگران كمال و دلاورى تو ، كه اين دلائل محكم را در وجود تو ديدند ، ديگر هيچ ظن و گمان دروغين ، آنها را فرا نخواهد گرفت ، و تو آن گمانهاى دروغين را از دشمن خواهى سترد . آرى ، با تيغهاى آبدار بران ، آدمى آرمانهاى بلند را به كف مىآورد . و هر چه روزگار تنگ و تاريك ، در برابر همت ، دشوارها آسان مىگردد . نياكان تو ، آنچنان بنياد بزرگوارى و سرورى پى افكنده‌اند ، كه همهء مراتب و مناصب بزرگ ، بر روى آن بنا شده است . تو پاك و نيكو گشتى و بزرگى و مجد هم ، در وجود تو ريشه و شاخ گسترانيد و نياكان تو همه مقصد بزرگواران و پرهيزگاران بودند . آرى هر آنكه از ريشه و تبار پاك باشد ، همهء بزرگواريها و مكارم به سوى او مىشتابد ، و همهء آرزوها و آرمانها بر او گردن مىنهند . شرح حال اين شاعر را ، در بحار ( 25 ص 124 ) و رياض العلماء و خلاصة الاثر ( 3 : 132 - 134 ) و روضات الجنات ( ص 530 ) و الفوائد الرضويه ( 1 : 313 ) و الكنى و الالقاب ( 3 : 223 ) مىتوان يافت صاحب « امل الامل » گويد : و من حضور او را در هنگام خردسالى خودم - چند روزى كه در شام براى تدريس حاضر مىشد - درك كرده‌ام . و همچنين چند روزى هم در مكه او را ديده‌ام ، و او پيش از بيست سال در مكه سكونت كرد . و در رثاى مرگ او قصيده اى شامل 72 بيت سروده‌ام كه چنين آغاز مىشود : « بر نظير چنين از دست رفته اى - به جاى آنكه سينه‌ها را چاك كنند - آدميان دلها و جوارح خود را پاره مىكنند .