تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
- و بزرگداشت و تكريمى بسزا ، نثار گراميترين ياران باد ، برترين و آراسته ترين درودها . - نخست بوسه بر خاكى مىزنم كه خاكپاى و رهگذار دوست است ، و مىكوشم تا مىتوانم يادهاى خود را بياورم و روشن گردانم . - از سرزمينى اين پيام نثار تو باد ، كه همه ساكنانش در حمايت آن دوست كامكارند . - بسوى آن بزرگوارى كه هر كو بر درش شتافت ، به هر عزت و نعمت دور و نزديك دست مىيابد . - درگاه او ، پناهگاه و ملجأ بزرگان است ، كه همه به تعريف او زبان مىگشايند . جوانمردى كه خير و بركت و كليد بهشت را به هر دو دست گرفته ( يمن و يسار ) ، و ميمنت و مباركى را در يمن ( دست راست ) و بهشت و آسايش ( يسار ) را در كف چپ ( يسار ) دارد ( 1 ) . - جناب امير امجد ، آن سرور گرامى كه جمال دين و سرافرازى است ، خدايش يارى دهاد . - اما بعد اين بنده از شور و شوقى كه به اوج رسيده و پايان ندارد ، رنج مىكشم و ملامت مىبرم . - اين دوستار شما ، از آن فراقى كه آتشش دل را به شعله گرفته ، و كوه آرام و شكيبش در هم ريخته است ، شكوه‌ها دارم . - ما ياران را ، گر چه دورى فراق از ديار يار دور داشته ، و توفيق آنكه در استوارى پيمان مودت بكوشيم ، از ما سلب شده .
هامش
( 1 )فتى فى يديه اليمن و اليسر للورى فلليمن يميناه و لليسر يسراهدر اصل اين بيت جلوه‌هاى بديعى از خباس و ايهام ملاحظه مىشود :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 166 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)