و همچنين « معاويه » ، آنجا كه « عايشه » او را بمناسبت كشتن « حجر » و يارانش نكوهش كرده بود ، در جواب گفته بود : « من و حجر را رها كنيد . در پيشگاه پروردگار همديگر را ملاقات مىكنيم » .
و نيز در جواب « عايشه » كه پرسيد : « آن حلم و بردبارى ابو سفيان ، هنگامى كه حجر و يارانش را كشتى كجا رفت » ؟ گفته بود : « در آن موقعيت ، بردبارانى مثل شما از مجلس من غائب بوديد » ( 1 ) .
همه اين بهانهها جز توهين به خدا و پيغمبرش چيز ديگرى نيست . آيا آن همه اندرزهاى قرآنى و شريعت محمدى صلَّى اللَّه عليه و آله بسنده نبود كه او را از اين مايه خونريزى باز دارد ، و از ريختن خون مؤمنان و پاكان مانع شود ؟ آيا « معاويه » در روز قيامت در برابر آيهء شريفهء : * ( وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ الله إِلَّا بِالْحَقِّ ) * ( هرگز كسى را مكشيد كه خدا او را محترم داشته مگر آنكه مطابق حق باشد اسراء : 33 ) با اين اظهارات پوچى كه مىكند ، مىتواند از خود دفاع نمايد و چه جوابى آماده كرده است ؟ همچنين پاسخ او در جواب آيات قرآن چيست ؟
* ( وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً ) * * ( وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُه جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَغَضِبَ الله عَلَيْه وَلَعَنَه وَأَعَدَّ لَه عَذاباً عَظِيماً . ) * ( هرگز فرد با ايمانى ، يك شخص با ايمان را نمىتواند بكشد مگر آنكه به اشتباه و خطا باشد و هر كس مؤمنى را عمدا از پاى در آورد ، كيفرش جهنم و در آن هميشگى است ، خداى بر چنين كسى غضب و نفرين مىكند و كيفر سختى آماده كرده است - نساء : 92 و 93 ) .
* ( إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ الله وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ) * ( آنان كه به آيات خدا كافر مىشوند و پيامبران را به غير حق مىكشند و كسانى را از مردم كه به داد و عدل دعوت مىكنند به قتل مىرسانند ، بر آنها به عذابى دردناك مژده بده - آل عمران : 21 ) .
هامش
( 1 ) اغانى 16 : 11 ، استيعاب 1 : 134 ، اسد الغابه 1 : 386 ، تاريخ ابن كثير 8 : 55 .