تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
* ( عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْناً ) * تا آنجا كه فرمايد : * ( وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ الله إِلَّا بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً ) * ( بندگان خدا آنهايند كه در روى زمين بفروتنى و نرمى راه مىروند . . . و نمىكشند نفسى را كه خدا حرام كرده مگر به حق . و زنا نمىكنند و هر كه اين كار ناشايسته را مىكند ، عقوبت خدا را مىيابد - فرقان : 68 ) . آيا براى « معاويه » ، اين روايتى كه خودش از رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله نقل كرد كه : « هر گناهى را اميد است كه خداى ببخشايد ، مگر كسى را كه كافر بميرد ، يا مؤمنى را عمدا بقتل برساند » بس نيست ؟ ( « مسند » احمد 4 : 96 ) . آيا او با دست پليد خود به مولا امير المؤمنين عليه السّلام ضمن نامه اى ننوشت كه : « من از رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : هرگاه ساكنان صنعا و عدن همگى بر كشتن يك فرد از مسلمانان جمع شوند ، خداوند همه آنها را به آتش سرنگون مىكند ؟ » . نه مگر « ابن عمر » روايت كرده كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده است : « مادام كه دست مؤمن به خون حرامى آلوده نشده ، اميد است كه دينش را نگاه دارد » ؟ . نه مگر « براء بن عازب » از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نقل كرده است : « در پيشگاه خدا ، نابودى جهان از كشتن يك مؤمن به غير جق سبكتر است » ؟ اين روايت را « ابن ماجه » و « بيهقى » روايت كرده‌اند و « اصفهانى » اين عبارت را اضافه مىكند : « هرگاه ساكنان آسمانها و زمين در قتل يك مؤمن شركت كنند ، خدا همهء آنها را به آتش مىبرد » . و در روايت ديگرى كه « بريده » از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نقل كرده ، آمده است : « در پيشگاه خدا ، قتل مؤمن از نابودى دنيا بزرگتر است » . و در حديثى كه از طريق « ابو هريره » رسيده آمده است : « هر گان ساكنان آسمانها و زمين در ريختن خون مؤمنى شركت كنند ، خدا همهء آنها را به آتش