است و هر پيشوايى مسؤول زيردستان خودش است » ( 1 ) .
پس « حجر » و ياران پرهيزكارش و كسانى كه در تقوى و صلاح نظير ايشان و حاملان اسلام بودند و روى خوشى به حكومت اين خليفهها و امارت اين سگان و سگ زادگان و . . . نشان نداده بودند و راضى نشده بودند كه كسانى مثل « زناكار ترين ثقيف ، مغيره » و رها شدهء دامن او « بسر بن ارطاة » و « پسر پدرش زياد » و « خليفه فرزند هند » به حكومت برسند ، چه گناهى داشتند ؟ اما « حجر » و يارانش كسانى هستند كه در پيمان خود با خدا پايدار بوده و آنچه را پيامبرش آورده ، به خوبى پذيرفته بودند .
و چه درست فرموده است پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله آنجا كه به « جابر بن عبد اللَّه » فرمود :
« ترا به خدا مىسپارم از حكومت سفيهان » . « جابر » عرض كرد : « مراد از حكومت سفيهان چيست ؟ » فرمود : « فرمانروايانى كه پس از من مىآيند و هرگز به هدايت من گردن نمىنهند و از سنت من پيروى نمىكنند . كسانى كه دروغ آنها را تصديق و بر ظلمشان ياريشان كنند ، از من نيستند و من نيز از آنها بدورم و با من وارد حوض كوثر نمىشوند . اما كسانى كه دروغ آنها را نپذيرند و آنها را در ستمشان يارى نكنند ، با من خواهند بود و من نيز با آنها هستم و با من وارد حوض كوثر خواهند شد » ( 2 ) .
و نيز پيامبر خاتم صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده است : « امت من بوسيلهء رؤسا و فرمانروايان سفيه و خود باختهء قريش به هلاكت و فساد كشيده مىشود » ( 3 ) .
از « كعب بن عجره » روايتى به پيغامبر اسلام مىرسد كه فرمود : فرمانروايانى خواهند آمد كه دروغگو و ستم پيشه خواهند بود . هر كس دورغ آنها را تأييد و بر
هامش
( 1 ) مستدرك حاكم 3 : 369 .
( 2 ) مسند احمد 3 : 321 .
( 3 ) مسند احمد 2 : 299 ، 304 ، 328 ، 520 .