تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
قبيلهء خود بود مىگفت : « آگاه شويد من بر بيعت خود پايدارم و نه آن را عوض مىكنم و نه فسخ و باطل مىگردانم . خدا و مردم اين را از من شنيده‌اند » . و به « يزيد بن حجيه » گفت : « به معاويه بگو كه ما بر بيعت خود هستيم و آن را باطل و دگرگون نمىكنيم ، و اين شهادتنامه هايى كه بر عليه ما اقامه شده ساختهء دشمنان و بدانديشان ما است » . و پيوسته مىگفت : « من هرگز از اطاعت كسى سرباز نزدم و ميان مردم ، تفرقه ايجاد نكردم و بر بيعت خود استوار مىباشم » . و آنگاه كه او را بر معاويه ، وارد ساختند ، او را به اميرى مؤمنان تهنيت گفت ( 1 ) . صلاحيت و ايمان اين مرد و يارانش ، بر كسى پوشيده نبود ، حتى بر امثال « مغيره » كه از فرومايگان و متعصبان مأمورين « معاويه » و يارانش به شمار مىرفت ، « مغيره » اى كه سخت با شيعيان على عليه السّلام دشمنى مىورزيد . اين شخص ، وقتى كه شكنجه و كيفر دادن « حجر » را به او پيشنهاد كردند ، گفت : دوست ندارم كه در كشتن مردم اين شهر ، از كسى شروع كنم كه برگزيدهء همگان است و در نتيجه آنان به سعادت برسند و من شقاوت يابم و سرانجام معاويه در دنيا به عزت برسد و مغيره در آخرت به ذلت برسد » . و چنان كه در « مستدرك » 3 : 470 نقل شده : اصحاب معاويه در آخرين شب زندگى اين افراد ديده بودند كه چگونه همگى شب را با دعا و نماز و عبادت به روز آوردند و در شگفت مانده بودند و از تحسين و بزرگداشت اخلاصشان نتوانسته بودند خوددارى كنند . لكن به اشارهء معاويه به آنها پيشنهاد كرده بودند كه هرگاه على عليه السّلام را لعن و از او تبرى كنند در امان خواهند بود و آزاد مىكردند ، و هيچيك از آنها اين پيشنهاد را نپذيرفته بودند و در راه دوستى و مهر على عليه السّلام
هامش
( 1 ) الاغانى 16 : 6 تاريخ طبرى 6 : 153 كامل ابن اثير 4 : 210 مستدرك حاكم 3 : 469 ، 470 الاستيعاب 1 : 357 ، الاصابه 1 : 315 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 88 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)