تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
خدمتگذارى و جهاد و عبادت او مشهور بود » ( 1 ) او داراى كرامت و مقام استجابت دعا و همواره در برابر خدا تسليم بود . « ابن جنيد » در كتاب « الاولياء » روايت كرده است : « حجر بن عدى را جنابت دست داد . به نگهبان خود در زندان گفت : آب خوردن مرا بدهيد ، تا با آن تطهير كنم و جيرهء فردايم را ندهيد . نگهبان گفت : مىترسم كه از تشنگى بميرى و معاويه مرا بكشد . مىگويد دعا كرد و خداوند از آسمان ابرى فرستاد و باران بريخت و او به قدر نياز خود از آب آن گرفت . يارانش به او گفتند دعا كن خدا ما را آزاد كند . پس او گفت : خدايا به ما خير عطا كن » ( 2 ) . عائشه گفت : « به خدا تا آنجا كه من مىدانم ، او مرد مسلمان و مرد حج گزار و عمره گزارى بود » ( 3 ) و به « معاويه » گفت : « آيا حجر و ياران او را كشتى ؟ به خدا كه به من خبر رسيده است و آگاهى يافته‌ام كه در عذراء ، هفت نفر كشته مىشوند و به تعبير گروهى - خداوند و ساكنان آسمان از كشتن آنان بخشم درآيند » ( 4 ) . مولانا امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است : « اى مردم كوفه ، هفت تن از برگزيدگان شما را در عذراء مىكشند كه مثل آنان مانند داستان اصحاب اخدود است » . و در عبارتى ديگر آمده : « حجر بن عدى و ياران او همچون اصحاب اخدود مىباشند و دشمن نداشتند از ايشان ، جز اينكه بخداى عزيز حميد ايمان آورده باشند » ( 5 ) .
هامش
( 1 ) . 1 : 57 . ( 2 ) « الاصابه » 1 : 315 . ( 3 ) « الاغانى » 16 : 11 ، « تاريخ » طبرى 6 : 156 ، « الكامل » 4 : 209 . ( 4 ) تاريخ ابن عساكر 4 : 86 ، تاريخ ابن كثير 8 : 55 ، الاصابه 1 : 315 . ( 5 ) تاريخ ابن عساكر 4 : 66 ، تاريخ ابن كثير 8 : 55 ، شذرات الذهب 1 : 57 ، عبارت آخر ، آيهء 8 سورهء بروج است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 86 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)