« خدايا ، ابراهيم ، مكه را حرم قرار داد و من نيز مدينه را همچون حرمت مكه و منى محترم و حرم شمردهام . مباد كه در آن جا خونى ريخته يا سلاحى از براى جنگ به كار رود ، و نبايد درخت او بريده شود . مگر آنكه براى علوفه لازم باشد ( 1 ) » .
و فرموده است : « هر كس دربارهء اين شهر ارادهء بدى كند ، خداوند او را همچون نمك در آب ذوب مىكند » ، و در عبارت سعد آمده است : « هر كس در بارهء مردم مدينه انديشهء بدى داشته باشد ، خداوند او را ذوب و نابود مىكند . . . ( 2 ) » .
« مدينه از اينجا تا آنجا حرم است . نبايد درختى از آن بريده شود ، و در آن كار زشتى انجام گيرد ( زنا شود ) . هر كس در مدينه مرتكب اين اعمال شود خدا و فرشتگان و همهء مردم او را نفرين مىكنند ( 3 ) » .
« هر ستمگرى كه فكر بدى دربارهء مدينه داشته باشد ، خداوند او را از بين مىبرد ، همچنانكه نمك در آب حل مىشود » . و در عبارت ديگر چنين آمده است : « هر كس براى اهل مدينه ارادهء سوئى داشته باشد . . . ( 4 ) » .
« خدايا ، هر كس مردم مدينه را بترساند و ستم روا دارد ، او را بترسان و لعنت خدا و فرشتگان و مردم بر چنين كسى باد . ديگر توبه و بازگشت او پذيرفته نمىشود ( 5 ) » .
« هر كس مردم مدينه را بترساند ، خداى در روز قيامت او را بيم مىدهد و هرگز عمل و توبه او قبول نيست ( 6 ) » .
هامش
( 1 ) صحيح مسلم 4 : 117 ، سنن ابى داود 1 : 318 .
( 2 ) صحيح مسلم 4 : 121 ، 122 .
( 3 ) صحيح بخارى 3 : 178 ، سنن بيهقى 5 : 197 .
( 4 ) وفاء الوفاء 1 : 31 .
( 5 ) وفاء الوفاء 1 : 31 - بنقل از طبرانى در رجال صحيح .
( 6 ) وفاء الوفاء 1 : 31 . فيض القدير 6 : 40 .