87 . شيخى گاوى را مىخورد
« مناوى » در « طبقات » خود در شرح حال « ابراهيم بن عبدربه » متوفى 878 ، از « شيخ محمّد غمرى » و « شيخ مدين » شروع كرده و گفته است : « يك بار به خانهء شيخ مدين در روز ولادتش وارد شد و همه طعام مخصوص زاد روز را خورد يك بار نيز گوشت يك گاو را بطور كامل خورد و پس از آن يك سال گرسنه گذراند از كرامات او يكى هم اينست كه شيخ امين الدين امام جامع غمرى نقل كرده است كه به دو گفته : پس از تو مسائل مهم خود را از چه كسى سؤال كنيم ؟ او گفته است : از كسى بپرسيد كه بين او و برادرش يك متر خاك فاصله باشد ، و از من بپرسيد كه جواب مىدهم همچنين گفتهاند كه دخترش مريض شد و هر چه خواستند براى او خربوزه تهيه كنند ، نيافتند ، نزد قبر پدر آمد و گفت به وعده خود وفا كن آنگاه به خانه برگشت و پس از شام در خانه اش خربوزه اى ديد و ندانست كه از كجا رسيده است » . شذرات الذهب 7 : 323 .
« امينى » مىنويسد :
« و صاحب لى بطنه كالهاويه
كان فى احشائه معاويه »
يعنى : « من دوستى دارم كه شكمش همچو جهنم است . تو گويى كه در معده و احشاء او معاويه آرميده است » .
من در ميان سه محال در حيرت ماندهام :
اولا چگونه اين شيخ يك گاو كامل خورده است ؟
ثانيا يكسال با گرسنگى چگونه بسر برده است ؟
ثالثا در حالى كه زير خاكها آرميده چگونه خربوزه به آن شخص داده است ؟
شايد بين او و « پسر ابو سفيان » ( معاويه ) قرابت نسبى بوده و به مقتضى ناموس وراثت ، هنگام خوردن گاو از او ارث برده است ، امام نمىدانم از اين وراثت چگونه