89 . « ابو المعالى » زنده مىكند و مىميراند
« امام ابو محمّد ضياء الدين و ترى » در « روضة الناظرين » ص 112 در ترجمهء « سيد محمّد ابو المعالى سراج الدين رفاعى » متوفى 885 نوشته : « او بر پشت مردى راست كوزپشت و خميده دست كشيد و خميدگى آن را خداوند بر طرف كرد و چنان قامت شد كه گويى قبلا هيچ خميدگى نداشت .
همچنين روايت كرده است كه يكروز در شام از كنار غلامى كه گوسفند سر مىبريد ، گذشت . ديد كه گوسفند را ذبح كرده و كارد را دهانش گذاشته است .
غلام نيز جوانى زيبا و نكوروى بود . وقتى او را ديد ، ايستاد . گوسفند هم دست و پا مىزد و نزديك بود كه روح از بدنش خارج شود . به آن جوان گفت : ( 1 ) « اى كسى كه پس از ذبح كردن كارد را در دهانش گذاشته اى و شربت مرگ را به دو مىنوشانى ، كارد را بار ديگر در محل بريدنش قرار بده . من ضامن هستم كه حيات او را دوباره برگردانم . »
و اشاره كرد كه به فرمان سيد سراج قدس سره ، كارد ببندد و كارد را دوباره در بريدنگاه گوسفند قرار بدهد هنگامى كه او اين كار را كرد ، گوسفند باذن پروردگار به حال اول برگشت ، گوئى كه ذبح نشده و مجروح نگشته بود . و ترى همچنين نقل كرده است : از چيزهايى كه گروه بسيارى از ثقات نقل كردهاند ، يكى اينست كه مردى منسوب به خاندان سيادت بنام كبش ، به داشتن خرقهء طريقه قادريه مشهور بود ، اما با اهل اللَّه رعايت ادب نمىكرد . و از آداب بدور بود . بسيارى اوقات ، فقراى سر راه را مخصوصا فقراى احمديه ( 2 ) را آزار مىداد .
هامش
( 1 )يا واضع السكين بعد ذبيحه
فى فيه يسقيها رحيق لهاته
ضعها بجرح الذبح ثانى مرة
و أنا الضمين له برد حياته( 2 ) مراد از رفاعيه ، طرفداران سيد احمد رفاعى هستند .