82 . « دلاوى » طفلى را شير مىدهد
« يافعى » در « مرآت الجنان » 4 : 265 نقل كرده : « در نزد سيد ابى محمّد عبد اللَّه دلاوى متوفى 721 ، طفلى بود كه مادرش گم شده بود ، و طفل گريه كرد .
شيخ با پستان خود كه از شير پرشده بود ، به طفل شير داد تا ساكت شد » .
( نويسنده گويد : ) من نمىدانم كه ديگر امثال اين كتابهاى تاريخى كه از نظاير اين مطالب مضحكه آكندهاند و در بين جامعه علمى مورد مطالعه و استناد و استفاده قرار مىگيرند ، چه مايه اعتبارى مىتوانند داشته باشند ؟
83 . « شمس الدين كردى » يك هفته مراقبت مىكند
« ابن عماد حنبلى » در « شذرات الذهب » 7 : 893 آورده است : « شمس الدين محمّد بن ابراهيم ابن عبد اللَّه كردى قدسى - كه ساكن قاهره و شافعى بود و بسال 811 درگذشت - يك هفته بطور كامل در حال مراقبت بود . گفتهاند سبب اين كار آن بود كه او قبلا با پدر و مادرش شام مىخورد . سپس چندان ميلى به خوردن نداشت و سه روز بىغذا بسر برد . او كه ديده بود سه روز بىغذا مىتواند بسر برد ، اين كار را تا چهل روز تمرين كرد ، سپس آن را به يك هفته تقليل داد . او مرد فقيهى بود ، و گفتهاند كه او چهار روز بدون آنكه احتياج به تجديد وضو باشد ، اقامهء عبادت مىكرد » .
« امينى » مىگويد : طبع بشر ، قدرت اينكه چهل روز يا هفته بر گرسنگى تحمل بكند ندارد ، همانگونه كه چهار شب متوالى نمىتواند بيخواب بماند و شايد اين فقيه كرد در مبطلات وضو نظر خاصى داشته يا آنكه غلو در فضايل ، موجب ساختن اين احوال براى او شده است .