تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
در يكسال تحمل گرسنگى استفاده كرده ، چرا كه « معاويه » چنين قدرتى نداشت . و هيچ انسانى ديگرى هم ، ولودهها گاو بخورد ، يكسال نمىتواند تحمل گرسنگى كند ، و حتى در يك دهم اين مدت هم تلف مىشود . احتمال دارد كه بتوان گفت او دو دعا كرده و فقط دو دعايش برآورده شده است : يكى خوردن و يكى صبر كردن . لكن حديث خربوزه را نمىدانم منشاء و سر آغازش چيست ، چنان كه خبرش را هم نمىدانم .

88 . شراب يك شهر ، سركه شده است

« داود بن بدر حسينى » متوفى 881 در بعضى نواحى « قدس » بزرگ شد . كه مردم آنجا همه نصارى بودند و مسلمانى جز شيخ و خاندانش در آنجا يافت نمىشد . شغل همهء اهالى ، فشردن انگور و فروختن آن بود و اين بر او خيلى دشوار بود . به سبب همين كار ، متوجه مراقبت شد تا آنكه همه انگورهايشان سركه و آب شد و در نتيجه اهالى از اين عمل عاجز شده و از آنجا كوچيدند و جز شيخ و اطرافيانش كسى آنجا نماند ( 1 ) . « امينى » گويد : نظر شما دربارهء جماعتى كه شغلى جز تهيه عصارهء انگور و فروش آن ندارند ، چيست ؟ آيا فقط اين حرفه ، اهالى آنها را از ديگر حرفه‌ها مىتواند بىنياز كند ؟ و آيا حرفهء نصارى منحصر به اين كار بوده و هيچ كسى حرفه ديگرى نداشته است ؟ و آيا خود شيخ و خاندانش مىخواستند بقيه حرفه هايى را كه مردم عالم بدان نيازمندند به عهده بگيرند ؟
هامش
( 1 ) شذرات الذهب ج 7 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 298 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)