تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

84 . « شاوى » ، مرگ مرده را به تأخير مىاندازد .

« مناوى » در « طبقات » خود نوشته است : احمد بن يحيى شاوى يمينى متوفى 841 ، شخصيت بزرگ قدر و جوانمردى عاليمقام بود . وى ، احوال و كراماتى داشته است . از آن جمله اينكه گروهى از زنديه كه اعتقاد به كرامات ندارند ، بحضور او رسيدند و خواستند كه او را امتحان كنند . در نزد او چاهى بود كه آب داشته و او از آن چاه گاهى شير و گاهى روغن برمىداشت و گاهى عسل و غيره . هر آنچه مىخواستند در مىآورد . يك روز بر قاضى عثمان بن محمّد ناشرى كه مشرف به مرگ بود ، وارد شد . از آنجا بيرون آمد و دوباره برگشت و به خانوادهء او گفت : سه سال به مرگ او مهلت گرفتم . و قاضى از آن پس سه سال زنده ماند ، نه بيش و نه كم » . شذرات الذهب 7 : 240 . « امينى » گويد : من نمىدانم آيا اين شاوى آنچنان كه از اين عبارت برمىآيد ، « در حال احتضار و جان كندن بود » اجل او را به تاخير انداخته است ؟ و اين كار ، چگونه با اين آيه كريمه قرآن جور در مىآيد : اذا جاء اجلهم لا يستقدمون ساعة و لا يستاخرون « يعنى » هرگاه اجل ايشان فرا رسد ، نه ساعتى جلو مىآيد و نه ساعتى دير مىكشد « يا اينكه وى خاندان قاضى را بر اينكه اجلش نزديك شده فريفته و گفته است سه سال مرگش را به تأخير انداخته است ؟ و اين دروغ در اين صورت براى او كافى است كه چه كسى به او اين سال تاخير را اطلاع داده است شايد هم دانش آگاهى از مرگ را در چاهى كه از آن گاهى عسل و گاه شير و روغن بيرون مىكشيد ، ذخيره كرده است و اين چنين رسوايى است كه از او مىشنويم و جاى تعجب ندارد ، چرا كه چاه مال او و آب از آن اوست ، هر چه دانش بخواهد از آن برمىگيرد . « به جهت آنكه آب مورد نزاع ، آب پدر و جد من و جاه مورد نزاع مال من