« طحاوى » اين حديث را ، آنگونه كه در « شرح رموز الحديث » 1 : 141 آمده ، نقل كرده است .
9 - از « عمرو بن شعيب » و او از پدرش و او از جدش روايت كردهاند :
« پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله از عرض و طول ريش خود ميگرفت و كوتاه مىكرد » . « صحيح » ترمذى 10 : 220 .
اكنون بايد ديد كه اين همه تأكيدى كه مسلمانان بر حرمت ريش تراشيدن دارند و اينكه اين امر همان تغيير دادن خلقت خداوند است كه خدا فرموده :
* ( وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ الله ) * ( هر آينه آنها را امر مىكنم و آنها براستى كه آفرينش خدا را دگرگونه مىكنند - نساء / 119 ) ، همهء اينها را چگونه « شبلى » ناديده گرفته است ؟ در حالى كه گروهى در استفاده از اين دستور ، چنان افراط كردهاند كه حتى تراشيدن صورت را بر زنان نيز حرام دانستهاند .
« طبرى » مىنويسد : « براى يك زن جايز نيست كه چيزى بر خلقت خود كه خدا آن را آفريده است كم يا زياد كند ، تا از اين رهگذرگاه خود را بر شوهر خود يا ديگرى زيبا گرداند ، مثل اينكه يك نفر دو ابرويش به هم نزديك باشد و بخواهد كه موى بين ابروان را بگيرد تا بين آنها گشادى و فاصله باشد ، يا يك نفر دندان اضافى داشته باشد و آن را بكشد ، يا دندانش بلندتر باشد و بخواهد كوتاهتر كند و از آن ببرد ، يا ريش يا موهاى سبيل يا موهاى ريز بر لب و چانه خود را با كندن از بين ببرد ، يا كسى موهايش را كه كوتاه يا كم پشت باشد ، با موى ديگران دراز كند . همهء اين موارد در قلمرو نهى داخل مىشود و تغيير خلقت خداى تعالى بشمار مىآيد » .
« طبرى » همچنين مىگويد : « از اين امر ، فقط برداشتن آن زائده اى مانع ندارد كه زيان و آزارى به دارنده اش برسد ، همچون بلند بودن يا اضافى بودن يك دندان ، كه مانع از خوردن شود يا انگشت اضافى كه به دارنده اش اذيت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٤٣