و آب را بگير . من برگشتم ناگاه چاه را پر از آب ديدم . سبوى خود را پركرده و از آن نوشيدم و طهارت هم كردم و تا مدينه آمدم ، بدون اينكه آب سبوى تمام شود . پس از آنكه سيراب شدم ، از هاتفى ندا شنيدم كه مىگفت : كفتار بدون سبو و ريسمان آمده بود و تو با خود سبوى آورده بودى . از حج كه باز گشتم ، وارد مسجد شدم . چشم جنيد كه بر من افتاد ، گفت : هرگاه ولو به اندازه يكساعت صبر مىكردى ، از زير قدمهايت چشمه جارى مىشد » . الروض الفائق ص 127 .
« امينى » مىنويسد : اينها ، همه اوهامى است كه روى هم انباشته شده .
آيا « جنيد » ديگر بر انبيا و رسل دانش غيبى گذاشته كه به او نداده شده است ؟
و آيا اين درست است كه اولياى خدا ، بايد همچون كفتاران كه دسترسى به وسايل و آمادگى اين كارها را ندارند ، بدون كوزه و طناب بر سر چاه عميق بيايند تا آب بردارند ، در حالى كه انسان عادى بدون آماده كردن وسايل و اسباب نمىتواند به حوائج خود قيام نمايد ؟ خدا بشر را چنين آفريده و اين همان چيزى است كه از بسيارى از احاديث شريف بدست مىآيد . و در اين موارد مطالعه سيرت پيامبر بزرگوار صلَّى اللَّه عليه و آله و ديگر پيامبران عليهم السّلام ترا كفايت مىكند . و قطعا پيامبران اولياى خدا و همگى از ابن حنيف برتر بودهاند .
56 . تراشيدن ريش بخاطر خدا
« حافظ ابو نعيم » در « حلية الاوليا » به نقل از « ابو نصر » از « احمد بن محمّد نهاوندى » آورده است ( 10 : 370 ) كه او گفت : « فرزندى از شبلى ( 1 ) بنام غالب در گذشت . مادرش موهاى خود را مىكند ، و شبلى هم كه ريش بزرگى داشت ، امر كرد كه ريشش را بتراشند . به او گفتند : اى استاد ! چه چيز ترا به تراشيدن
هامش
( 1 ) « ابو بكر دلف بن جحدر » فقيه ، عالم و محدث كه به سال 334 ( يا 335 ) وفات يافته است .