تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
ريش وادار كرد ؟ گفت : اين زن موهاى خود را بخاطر يك وجود مفقود كنده است ، من چگونه بخاطر يك فرد موجود آن را نكنم « ؟ « امينى » مىگويد : درود بر اين عابد فقيه و مرحبا به اولياى نظير اين فقيه دانشمند كه حكم شرع را نمىدانند . و آفرين بر مدونان اخبار و گرد آورندگان آثار اين خداشناسان ، همچون « ابو نعيم » ! كه چگونه حرمت تراشيدن ريش طبق فتواى مذهب « مالك » بر اين فقيه بارع پوشيده مانده و نمىداند كه ديگر ائمه مذاهب نيز بر حرمت آن اتفاق نظر دارند ؟ اين حكم چگونه بر وى پوشيده مانده است ؟ و شگفت اينكه اين شخص همان فقيه متبحرّى است كه در پاسخ علماء ، در باره خون حيض كه با خون استحاضه مشتبه شود ، هيجده جواب داده است و بيست سال با فقيهان افت و خيز كرده . و او كه بيست سال مدرس حديث بوده ( 1 ) ، چگونه از احاديث پيغمبر كه بر حرمت ريش تراشيدن دلالت مىكند ، آگاهى نيافته است ؟ كه از آن جمله است احاديث زير : 1 - حديث مرفوعى است از « عايشه » : « ده چيز از فطرت آدمى است ، كه انبوه نگاهداشتن ريش از آنها است » و اين حديث از طريق « ابو هريره » نيز روايت شده است « صحيح » مسلم : 1 : 153 ، « سنن » بيهقى : 149 ، « سنن » ابى داود 1 : 9 ، 10 ، « صحيح » ترمذى 10 : 216 ، « مشكل الاثار » 1 : 297 ، « المعتصر من المختصر » 2 : 220 ، « طرح التثريب » 1 : 73 ، « نيل الاوطار » 1 : 135 از « احمد » ، « مسلم » ، « نسائى » و « ترمذى » . 2 - حديث مرفوعى است از « ابن عمر » كه : « ريش خود را انبوه نگه داريد و موهاى پشت لب را كوتاه كنيد و با مشركان در اين عمل مخالفت نمائيد » . « صحيح » مسلم : 1 : 153 ، « سنن » نسائى 1 : 16 ، « جامع » ترمذى 10 : 221 ، « سنن » بيهقى 1 : 149 به نقل از صحيحين ، « المحلى » ابن حزم
هامش
( 1 ) به تهذيب التهذيب رجوع شود .