دو سال با هم فاصله دارد و تولدشان تقريبا به هم نزديك است » .
در لابلاى منقولات « موفق بن احمد » ، و سخنان « حافظ كردرى » و در ميان آنچه بعض حنفيان در معاجم و تراجم در مناقب « ابو حنيفه » آوردهاند ، چندان خرافات و حرفهاى بىمعنى هست كه گوش اسلام مقدس از شنيدن آن زار ، و خرد و منطق از قبول آن همه مانع است .
از شگفتترين چيزهايى كه از او نقل شده ، داستانى است كه امام « ابو حسين همدانى » در آخر كتاب « خزانة المفتين » آورده و در ضمن آن مىنويسد : « امام ابو حنيفه كه به آخرين حج مشرف شد ، مال بسيارى به نگهبانان كعبه داد ، چندانكه بيت اللَّه را بر او قروق كردند و او داخل بيت شد و شروع كرد نماز خواندن . طبق عادتى كه داشت ، بر يك پاى راست ايستاد و نماز را شروع كرد ، تا آنجا كه نصف قرآن را خواند سپس ركوع رفت و ركعت دوم كه خواست بجاى بياورد ، بر پاى چپ ايستاد تا نيمه دوم قرآن را ختم كرد . آنگاه چنين گفت : خدايا ترا به شايستگى شناختم و از تو شناخت بسزا حاصل كردم ، لكن طاعت كامل بجاى نياوردم ! اين نقص طاعت را با آن كمال معرفت جبران كن و ببخشاى . ناگهان از گوشه بيت ندايى رسيد كه : « شناختى و نيكو شناختى و معرفت كامل پيدا كردى ، و طاعت و خلوص فرمانبرى را بجاى آوردى . تو و پيروان ترا و همه كسانى را كه تا روز قيامت پيرو مذهب تو باشند ، آمرزيديم » ( 1 ) .
« امينى » مىنويسد : كاش مىدانستم كه اينكه امام « ابو حنيفه » قرآن عزيز را در دو ركعت ختم كرده است ، چقدر زمان طول كشيده و بيت اللَّه ، در آن هنگامى كه حاجيان در ايام حج پيرامون آن طواف مىكنند و در ورود به آن بر يكديگر سبقت مىگيرند ، چگونه ممكن بوده است كه نگهبانان آن را فقط بر « ابو حنيفه » قروق كنند و سيل زائران را از ورود به آن باز دارند ؟ نگهبانان ،
هامش
( 1 ) مفتاح السعاده 2 : 82 .