تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
« بعضى از حنفيان برآنند كه عيسى و مهدى هر دو از مذهب امام ابو حنيفه تقليد مىكنند . اين عقيده را يكى از مشايخ طريقت در يكى از شهرهاى هندوستان ، در كتابى كه به فارسى در آن ديار تأليف كرده ، نوشته است . يكى از علماى حنفيه كه متصدى تدريس هم بوده ، اين سخن را نقل نموده و به اين موضوع افتخار مىكرده و آن را در مجلس درس خود در روضه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله بيان داشته است . شيخ على قارى از يكى از حنفيان نقل كرده كه مىگفته است : آگاه باش كه خداوند ابو حنيفه را شريعت و كرامت بخشيده ، و از كرامات او اين است كه خضر عليه السّلام هر بامداد به حضور او مىآمد و از او احكام شريعت را فرا مىگرفت و پنج سال اين امر ادامه داشت . هنگامى كه ابو حنيفه درگذشت ، با پروردگار مناجات كرد و گفت : خدايا هرگاه من در پيشگاه تو منزلتى دارم ، اجازه بده كه ابو حنيفه مطابق روال ديرين ، از قبر ، شرع محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله را بطور كامل به من تدريس كند ، تا طريقت و حقيقت ، هر دو را بياموزم . به او ندا رسيد كه برو كنار قبر او و هر چه خواهى از او ياد بگير . خضر بر سر قبر او آمد و بيست و پنج سال از او شاگردى كرد و هر چه مىخواست فرا گرفت ، تا آنجا كه همهء دلائل و اقوال را بياموخت . سپس خضر مناجات كرد و گفت : پروردگارا چه كارى بكنم ؟ ندا رسيد كه برو و در ميان فقيران مشغول عبادت شو ، تا فرمان من به تو برسد . سپس اين مطلب را نقل مىكند كه خدا فرمود : بر بقعهء فلانى بگذر و علم شريعت را به دو ياد بده خضر عليه السّلام هم طبق دستور عمل كرد . پس از مدتى ، در شهر ماورء النهر ، جوانى پيدا شد بنام ابو القاسم قشيرى كه به مادرش خدمت مىكرد و در احترام او بود . خداوند به ابو حنيفه دستور داد كه برود و هر چه از ابو حنيفه آموخته ، به دو تعليم دهد ، چرا كه او مادرش را خشنود كرده است . ابو حنيفه پيش ابو القاسم آمد و گفت : تو بخاطر كسب علم خواستى مسافرت كنى ، لكن براى اطاعت و رضايت مادرت اين كار را نكردى ، از اين رو خداى تعالى به من امر فرمود كه هر روز