تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
جلو اين شوق و طلبى را كه مردم براى ورود به كعبه دارند ، چگونه مىتوانند بگيرند ؟ وانگهى اين چه رسمى است كه امام « ابو حنيفه » برگزيده كه نصف قرآن را در حالى كه بر پاى راست ايستاده و نصف ديگر را با پاى چپ ختم كند ؟ آيا اين حكم را او از كتاب آسمانى گرفته يا سنتى بوده است كه پيغمبر بزرگوار بر آن عمل مىكرده ؟ يا اين كه فقط بدعتى است كه جز از امام « ابو حنيفه » آن را از كسى نشنيده‌ايم ؟ و آيا در ورزشهاى بدنى كه به منظور حفظ تندرستى و تأمين نيروى بدنى و نشاط انجام مىگيرد ، چنين ورزشى ديده شده است ؟ من كه سراغ ندارم . . از اينها كه بگذريم ، اين امام چگونه توانسته است اين ادعاى گران را در پيشگاه پروردگار عالميان سبحانه و تعالى ، كه بر اسرار و ضماير همه آگاهى دارد ، داشته و سخنى بگويد كه هيچ يك از پيغمبران حتى خاتم آنان - با آنهمه پهناورى معرفت - چنين ادعايى نكرده‌اند و پيغمبر خاتم صلَّى اللَّه عليه و آله كه وسعت و دامنهء شناختش مسلم است و سوگند كنندگان به قوت ايمان و معرفتش سوگند خورده‌اند ، ديده نشده كه دعايى بكند و مناجاتى بنمايد كه چنين ادعاهايى در آن باشد . اين عمل ، جز از آدم خود پسند و مغرور و غره به دانش خويش ، كه حق معرفت به پروردگار ندارد ، ساخته نيست . صاحب اين روايت چقدر غفلت دارد ، از اينكه پنداشته است كه امام اين دعا را در عالم شهود كرده ، لكن نداى خداى از عالم غيب را شنيده است و اين ندا را كه به دست دروغ ساخته شده ، جز دليلى بر عليه امام ابو حنيفه و مذهبش به چيزى نمىتوان حمل كرد ، چرا كه هرگاه از رب البيت چنين خطابى بر او رسيده بود و اين ادعا ساختگى و دروغ نبود ، لازم مىآمد كه از آن پس همهء مردم حنفى مذهب شوند ، لكن امت اسلامى صحت اين روايت را قبول ندارند . حال امام « ابو حنيفه » بخواهد يا نخواهد ، چيز ديگرى است . عجيبتر از اين ، نوشتهء علامهء « برزنجى » است كه مىگويد :