تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
زكريا قرآن مىخواند » ( 1 ) . ( نويسنده گويد : ) « خطيب » و « ابن جوزى » را نبايد در نقل اين روايت خنده آور ملامت كرد ، چرا كه گمان ندارم آنها اين را بپذيرند . اما بايد دانست اين راويان ، وقتى در برابر واقعهء قرآن خواندن ( 2 ) سر مولانا « ابو عبد اللَّه » فرزند گرامى و شهيد پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله قرار گرفته‌اند و ديده‌اند كه اين كرامت قرنها است كه از هر سو نقل شده ، اين روايات را ساخته‌اند ، تا مقام آن بزرگوار را كوچك بشمارند ، و اين منزلت بزرگ را در خصوص « فرزند پيغمبر » صلَّى اللَّه عليه و آله ناديده بگيرند .

33 . پيغمبر به وجود « ابو حنيفه » افتخار مىكند

از رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : « ديگر پيمبران به من افتخار مىكنند و من به ابو حنيفه افتخار مىكنم . او در پيشگاه خدا مرد با تقوائى است است ، او چونان كوهى از دانش يا پيغمبرى از پيغمبران بنى اسرائيل است . هر كس او را گرامى بدارد ، مرا گرامى داشته و هر كس او را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است » . و باز از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نقل است كه فرمود : « آدم به وجود من افتخار مىكند و من بر وجود مردى از امت خود بنام نعمان افتخار دارم . و من او را كنيهء ابو حنيفه دادم . او چراغ امت من است » . ( نويسنده گويد : ) اين دو روايت را با غلوهائى كه پيرامون آن ساخته‌اند ، در جلد پنجم ص 241 - 239 در فضايل ابو حنيفه آورده‌ايم . همانجا ياد كرده‌ايم كه چگونه گروهى از حنفيان ، غلو را تا بدانجا رسانده‌اند كه حتى معتقد شده‌اند كه « ابو حنيفه » در قضاوت از رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله نيز داناتر بود .
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد 5 : 179 ، صفة الصفوة 2 : 205 . ( 2 ) انشاء اللَّه در « مسند و مرسل مناقب » ، در اين مورد سخن خواهيم گفت .