تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و مفصل روايت كرده ، لكن مضمون هر دو ، يكى است و اين واقعه به حبيب تعلق دارد و اميد است كه مدعيان بر دور او جمع نشوند و آن را نردبانى براى خوردن مال مردم قرار ندهند و احوال امثال حبيب ، قياس پذير نيست و قاعده عملى ندارد » .

29 . شخص غائبى به دعاى « معروف » حاضر مىشود

امام « ابو محمد ضياء الدين شيخ احمد وترى شافعى » كه بسال 680 در « مصر » وفات كرده است ، در كتاب خود « روضه الناظرين » ص 8 از « خليل بن محمد صيادانه » نقل كرده و گفته است : « پدرم ناپديد شد و من خيلى ناراحت شدم . نزد معروف كرخى متوفى 200 ( يا 201 يا 204 ) آمدم و گفتم : پدرم ناپديد شده است . گفت : چه مىخواهى ؟ گفتم بازگشت پدرم را . او گفت : خدايا آسمان ، آسمان تو و زمين تست ، و هر چه بين آسمان و زمين از تست . محمّد را بياور من كه بر دروازه شام آمدم ، ديدم كه او ايستاده . پرسيدم : كجا بودى ؟ گفت : الساعه در انبار بودم ( 1 ) و نمىدانم چه شد » . ( نويسنده گويد : ) شگفتا از اين عقلها كه چنين كراماتى را در حق هر معروف و منكرى مىپذيرند ، اما حاضر نيستند درباره « امير مومنان على » عليه السّلام بپذيرند ، آنجا كه براى غسل دادن « سلمان » وارد « مدائن » شد در حالى كه پيش از آن در « مدينه » بودند . به جلد پنجم ص 15 - 21 ط 2 مراجعه شود .

30 . مردى در هوا ، چهار زانو نشسته است

« ابن جوزى » در « صفة الصفوه » 4 : 245 از « حذيفه بن قتاده مرعشى »
هامش
( 1 ) « انبار » شهرى است در غرب بلخ بر كنار فرات در غرب بغداد كه بين انبار و بغداد ده فرسخ فاصله است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 206 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)