تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
و در عبارت ديگر آمده كه : « خالد گفته بود خدايا اين را عسل بكن و تبديل به عسل شده بود » ( « تاريخ » ابن كثير 7 : 114 ، « الاصابه » 1 : 414 ) . « امينى » مىگويد : اوراق سياه زندگانى « خالد » را در جزء هفتم ، صفحه 156 - 168 ط 1 مطالعه و ملاحظه كنيد و احوال او را از « بنى جذيمه » و « مالك بن نويره » و « زنش » و « عمر خليفه » بپرسيد تا عملكرد او را بدرستى بشناسيد ، آنگاه داورى كنيد كه شايسته چه چيز بوده است .

6 . آتش « ابو مسلم » را نمىسوزاند .

« اسود عنسى » - كه ادّعاى پيامبرى داشت - « ابو مسلم خولانى » ، « عبد اللَّه بن ثوب يمنى تابعى » را كه بسال 60 / 62 وفات كرده دعوت نمود ، و آتشى عظيم افروخته بود . « ابو مسلم » را گرفت و در آن انداخت ، اما هيچ صدمه اى نزد و خدا او را از شعلهء آن رهانيد ، و اين شباهت به « ابراهيم خليل » دارد ، روزى او نزد « ابو بكر » آمد و سلام كرد و گفت : « خداى را سپاس كه آنقدر به من عمر داد كه در ميان امت محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله كسى را به من نشان داد ، كه با او همان معجزهء ابراهيم خليل را كرده است » . و در روايت « ابن كثير » بدينسان نقل شده است : « پيش ابو بكر صديق آمد و او را در ميان خود و عمر نشانيد . عمر به دو گفت خدايرا سپاس كه جان مرا نگرفت تا در ميان امت محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله همان معجزه ابراهيم خليل را مشاهده كردم و ميان دو چشم او را بوسيد » ( « الاستيعاب » 2 : 666 ، « صفة الصفوه » 4 : 181 ، « تاريخ » ابن عساكر 7 : 318 ، « تذكره الحفاظ ذهبى » 1 : 46 ، « تاريخ ابن كثير » 8 : 146 ، « شذرات الذهب » 1 : 70 ، « تهذيب التهذيب » 12 : 236 ) اين موضوع را سيد محمّد امين بن عابدين « در » العقود الدريه « 2 : 393 از جدش » عمادى « و او در رساله خود بنام » الروضة الريا فيمن دفن في دريا « از » ابو نعيم « ، » ابن عساكر « ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 182 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)