تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
پس ادعاهاى باطل را ترك و سخنان پريشان را رها بايد كرد و هر كه را پيغمبر لعنت كند ، او بواقع ملعون است و هر كه را سب بگويد ، شايستهء آن . و هر كه را تازيانه بزند ، از روى شرع مبين زده است . هر كه را پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله دعا كند ، اين دعا شامل حال او مىشود . و آيا هيچ فرد آگاهى مىتوان يافت كه آن پندار خوارى آور را بپذيرد و بتواند قبول كند كه رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله كسى از نيكان امت را كه شايسته نفرين نيست نفرين كرده باشد يا بر عليه او دعا فرمايد ؟ حاشا ، پيغمبرى كه بر مكارم اخلاق مبعوث شده ، از اين افتراى ساختگى منزه و بدور است . هرگاه اين توهّم صحت داشت ، وهن و ناهماهنگى در كردار و گفتار و در قضاوت و حدود پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله راه مىيافت و ديگر كسى حاضر نبود كه يك رادع و دفع كننده الهى را درك كند ، و مقام معصوم پيامبر را در مبارزه با شهوت و نشاندن آتش خشم بپذيرد . و سرانجام با چنان توهّمى ، چگونه مىتوانستند از سنّت او پيروى كنند و آثار رسالتش را سر مشق قرار دهند و پيغمبر در كداميك از اين دو حالت خشم و رضا ، مقتداى بشر و حجت مخلوقات و پيشواى امّتها شناخته مىشد . و با آن تصور باطل بين پيغمبر و امت او كه غضب گريبانگير آنها و هوى نفس بر آنها مستولى است ، چه امتيازى مىماند ؟ و هرگاه پيغمبر چنان سخنى مىفرمود ، چه كسى مىتوانست رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله را اسوهء خويش قرار دهد ؟ و در اين صورت ، مسلمانانى كه دشنام و نفرين از آنها صادر مىشد و يكديگر را لعنت مىكردند ، با آن دعاى پيغمبر ، در واقع معصيت آنها نوعى طاعت و نكوكارى و كفاره و تقرب به خدا محسوب مىشد . گزافه گويى و لافزنى « ابن حجر » به جائى رسيده كه به ذيل حديث « مسلم » - حديثى كه هرگز با عقل و منطق و اصول مسلم دينى سازگار نيست - تمسك كند تا بدان وسيله بتواند از فرومايگى و ملعنت كسى كه رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله او را نفرين