تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
به او گفت : چه شده است كه شيطانت پيش تو حاضر شده ؟ او گفت : مگر تو شيطان ندارى ؟ فرمود : بلى ، لكن من از خدا خواستم و خدا مرا بر او پيروز گرداند و او اسلام آورد و تسليم شد و جز خير مرا به چيزى امر نمىكند » ( 1 ) . آيا اينان از پيغمبرى سخن مىگويند كه به « عبد اللَّه بن عمرو بن عاص » فرمود : « بهنگام خشم و رضا و به هر حال از من بنويس . پس به خدايى سوگند كه مرا به حق مبعوث كرده كه از اين جز حق خارج نمىشود » - و اشاره به زبانش كرد - ( 2 ) . « عبد اللَّه بن عمرو » گفته است : « من هر چيزى كه از رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله مىشنوم و مىنويسم و مىخوانم كه آن را حفظ كنم ، قريش مرا از اين كار باز مىدارند . و مىگويند تو هر چه از پيغمبر مىشنوى ، مىنويسى ، در حالى كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله هم بشرى است بمانند ما كه در حال خشم و رضا سخن مىگويد . من از نوشتن خوددارى كردم و اين موضوع را با رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله در ميان گذاشتم ، با انگشت به دهانش اشاره كرد و فرمود : بنويس ، بخدايى كه جان من به دست او است ، سوگند مىخورم كه از اين دهان جز حق بيرون نمىآيد » ( 3 ) . و بر اساس توصيف « أمير مؤمنان » عليه السّلام : « رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله بخاطر دنيا هرگز خشمگين نمىشد . و آنجا كه بخاطر حق خشم مىگرفت ، كسى آن را تشخيص نمىداد و بخاطر اين خشم ، چيزى از او بروز نمىكرد تا آنگاه كه بر آن پيروز مىشد » ( 4 ) . آيا اينان بخاطر پاك ساختن دامن امثال « پسر هند » ، با اين نسبتهاى
هامش
( 1 ) احياء العلوم 3 : 167 . ( 2 ) احياء العلوم 3 : 167 . اين را ابو داود نقل كرده است . ( 3 ) سنن دارمى 1 : 125 . ( 4 ) ترمذى در الشمائل آورده است .