تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
تقويت نفس او است ( 1 ) . اما آنچه از فحواى روايات و ويژگيهاى موقعيت حديث آشكار مىشود ، اين است كه مورد ، مورد نقمت است نه مورد رحمت ، و اين دعاى پيغمبر بر عليه « معاويه » بوده نه به نفع او . « ابن كثير » چگونه مىتواند مردم را بفريبد ، در حالى كه « أبوذر غفارى » در نكوهش اين مرد گفته است : « پيغمبر خدا بر تو لعنت كرده و بر عليه تو دعا فرموده كه هرگز سير نشوى » ( 2 ) و اين نقيصهء « معاويه » چنان مشهور شده است كه به مرحلهء مثل رسيده و در باب او اين شعر را گفته‌اند :
« و صاحب لى بطنه كالهاوية كأنّ في احشائه معاوية »
( من يارى دارم كه شكمش بمانند جهنم است ، تو گويى كه معدهء معاويه دارد ) . و حديث مسلم كه نشانه‌هاى دروغ و بهتان در سراپاى آن آشكار است ، فقط بخاطر اين هدف و تاويل ساخته شده تا مگر كلام پيغمبر اقدس صلَّى اللَّه عليه و آله را كه در طعن و لعن و نفرين و دعا درباره كسانى كه شايسته آنها هستند صادر شده ، بنوعى تفسير كنند و بدين وسيله از طرفداران شيطان كه در پيشاپيش همه آنها « پسر ابو سفيان » قرار دارد دفاع كنند و از فحش و ناسزا بر « معاويه » مردم را باز دارند . بدينگونه ، در پيروى از پيامبر حيله‌هاى شگفتى به كار بسته‌اند و در دلالت الفاظ و نصوصى كه از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله رسيده ، گفته‌اند كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله از روى قصد نفرموده يا سخنانى است كه به مقتضى فطرت بشرى از او صادر شده است . اينان غفلت دارند كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله « از هوى نفس سخن نمىگويد و كلام او جز وحى
هامش
( 1 ) از عبارت « آدمى ظرفى را بدتر از شكم پر نمىكند » تا اينجا ، حديث است كه به نقل « جامع صغير » ، « احمد » و « ترمذى » و « ابن ماجه » و « حاكم » بطور مرفوع از رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه و آله - آورده‌اند . ( 2 ) ر . ك . الغدير ج 8 : 312 .