نمىكردى ، به پسرم يزيد تزويج مىكردم ، لكن حيات يزيد مورد علاقهء من است .
و نقل شده كه امام حسن به هنگام وفات فرمود : شربتى كه خورده در او اثر كرده و قاتل به آرزوى خود رسيده است و او به وعدهء خود وفا نمىكند و در آنچه گفته صداقت ندارد . و نجاشى شاعر كه از شيعيان على بود دربارهء اين كار جعده گفته است :
« اى جعده در مرگ امام گريه كن پس از گريه اى كه بيوه زنى بىپناه سر مىدهد و دلتنگ مباش چرا كه ديگر هيچ كس همچون آن شخصيت بزرگ نه از بزرگان و نه از كوچكان ( برهنه پاى و كفش پوشيده ) در اين خانه بسر نخواهد برد . اين خانه اى بود كه هر گاه آتش مهمانى در آن برافروخته مىشد مهمانان با تبار بزرگ بدان مشرف مىشدند تا چه رسد به بيچارگان كه بىكس و بىفرياد رسند . در اين خانه گوشت طعامها چنان پخته و جوشانده مىشد كه صرف كردن آن براى هيچ خورنده اى دشوار نبود . » ( 1 )
« ابو الفرج اصفهانى » مىنويسد : « امام حسن با معاويه پيمان بسته بود كه در خلافت با كسى پيمان نبندد و پس از او خلافت با او باشد . لكن معاويه خواست فرزندش يزيد خليفه بشود و در اين راه مانعى بزرگتر از حسن بن على و سعد
هامش
( 1 ) مروج الذهب 2 : 50 :جعدة بكيّة و لا تسأمى
بعد بكاء المعول الثاكل ( * )
لم يسبل الستر على مثله
فى الارض من حاف و لا ناعل
كان اذا شبت له ناره
يرفعها بالسند الغاتل ( * * )
كى ما يراها بائس مرمل
و فرد قوم ليس بالآهل
يغلى بنىء اللحم حتى اذا
أنضج لم يغل على آكل
أعنى الذى أسلمنا هلكه
للزمن المستخرج الماحل ( * * * )( * ) در تاريخ ابن كثير : بكاء حق ليس بالباطل .
( * * ) در تاريخ ابن كثير : يرفعها بالنسب الماثل .
( * * * ) مروج الذهب 2 : 5 - ابيات فوق در انساب الاشراف بلاذرى ج 3 بگونهء ديگرى نقل شده است ( ترجمه امام حسن ( ع ) ) .