تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
آن سخت دروغگو است » . و « ذهبى » مىنويسد : « حديث موضوع است » ( 1 ) .
. 14 ) از « خارجة بن زيد ، و او از پدرش با حديثى مرفوع : « اى ام حبيبه ، هر آينه خدا معاويه را بيشتر از تو دوست دارد . من معاويه را گويى در جامه‌هاى بهشتى مىبينم » ( ميزان الاعتدال 3 : 56 ) . « ذهبى » مىنويسد : « اين خبر باطلى است كه محمد بن رجا متهم به ساختن آن است » . « امينى » مىگويد : در اسناد آمده از « عبد الرحمن بن ابى الزناد » كه « يحيى بن معين » گفته است : « او از كسانى نيست كه اصحاب حديث به سخن او اعتماد كنند و صحت ندارد و ضعيف است » و « صالح بن احمد » از پدرش نقل مىكند : « حديث او مضطرب است » و از « ابن مدينى » نقل است كه در نزد اصحاب ما اين ضعيف است . و « نسائى » گويد : « به حديث او اعتماد و احتجاج نمىشود و اينكه از پدرش روايت كرده ، آن را ضعيف كرده است » ( تهذيب التهذيب 6 : 170 ) .
. 15 ) « ابو عمرو زاهد » از « على بن محمد بن صائغ » و او از پدرش روايت كرده‌اند كه گفت : « حسين را ديدم كه وارد حضور معاويه شد ، در حالى كه روز جمعه بود و معاويه بر منبر خطبه مىخواند . مردى از اصحاب گفت : اى امير المؤمنين ، اجازت ده كه حسين نيز بالاى منبر برود . معاويه گفت : واى بر تو ، بگذار كه
هامش
( 1 ) ر ك : ميزان الاعتدال 2 : 38 ، لسان الميزان ج 4 : 414 ، 459 - ج 6 : 219 .