« آيا بر معاويه پسر حرب اين سخن را برسانم كه هرگز چشم پرخاشگران روشن مباد ؟ آيا شما در ماه روزه ما را به اندوه كشتن كسى كه بهترين همه مردم بود ؟ شما بهترين شخصيتى را كشتهايد كه تا كنون سوار بر اشتر يا كشتى شده است » ( 1 ) .
معاويه عمودى را كه پيش خودش بود ، برداشت و سر و مغز آن كنيز را مضروب كرد ، آيا باز معاويه حليم و بردبار بود ؟ در اين لحظه حلمش كجا رفته بود » ( 2 ) .
حديثى هم هواداران « معاويه » در باره بطن « معاويه » آوردهاند ، كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله دعا فرموده . دعاى پيغمبر چنين بوده : « خدا شكم ترا سير نكند » و جز اين هر سخنى نقل شود ، دروغى است كه قابل اعتنا نمىباشد .
. 13 ) از « جابر » نقل شده است : پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله تيرى به معاويه داد و گفت اين را بگير تا با من در بهشت ديدار كنى « و در عبارت » ابو هريرة آمده :
« تا در بهشت آن را به من پس بدهى » .
اين را « قاسم بن بهران » روايت مىكند و « ابن حبان » بر آن است كه بهيچوجه احتجاج به اين روايت جايز نيست و « ابن عدى » مىگويد : راوى
هامش
( 1 )الا ابلغ معاوية بن حرب
فلا قرت عيون الشامتينا
افى شهر الصيام فجعتمونا
بخير الناس طرا اجمعينا
قتلتم خير من ركب المطايا
و افضلهم و من ركب السفينا( 2 ) اين قضيه را ( راغب ) در « محاضرات » خطى خود آورده و در « تشييد المطا عن » ج 2 ص 409 از آن نقل كرده است . البته در چاپ ، اين روايت از كتاب ، همراه با روايات مربوط به « معاوية » تحريف شده است . به « محاضرات » ج 2 ص 214 رجوع ، و آن را با نسخهء خطى مقابله نمائيد .