در فضيلت معاويه ، هيچ حديث درستى نيست » ( 1 ) .
« بخارى » كه در صحيح خود حديثى در ذكر مناقب « معاويه » نيافته ، پناچار آنجا كه از مناقب صحابه سخن گفته ، بابى گشوده است بنام ياد كرد معاويه رضى اللَّه عنه و « ابن حجر » در « فتح البارى » 7 : 83 مىنويسد : « اين خود دليل آن است كه فضايلى كه در خصوص معاويه نقل شده و اختلافى است ، هيچ اساس و صحتى ندارد . و در فضايل معاويه احاديث فراوانى وارد شده كه هيچ يك طريق اسناد درستى ندارد و اسحاق بن راهويه و نسائى و ديگران هم بر اين عقيدهاند .
اما « مسلم » و « ابن ماجه » نيز كه حديث صحيحى - كه در فضائل « معاويه » قابل نقل باشد - نيافتهاند ، در « صحيح » و « سنن » خود صفحه اى در مناقب صحابه آوردهاند .
« ترمذى » هم جز يك حديث ( خدايا او را هدايت كننده و هدايت شده قرار بده و چنان كن كه بوجود او ديگران هدايت بشوند ) نقل نكرده و گفته است : « حديث حسن غريب است » ، و ما در جزء دهم « الغدير » ، بطلان آن را ثابت كرديم و آن حديث چنين ذكر شده : « خدايا او را هدايت كن » . « عمرو بن واقد » اين حديث را به خود نسبت داده و اين « عمرو » يكى از دروغپردازانى است كه در جزء پنجم ص 249 ط 2 از او ياد كردهايم و « صحاح » و « سنن » از اين دروغهايى كه راويان تبهكار در فضيلت اين مرد بافتهاند ، خالى است .
« حافظ نسائى » صاحب « سنن » ، وارد « دمشق » شد و از مردم آنجا خواست چيزى از فضايل « معاويه » برشمردند ، و گفت : « آيا كفايت نمىكند كه هر كس بيايد و از فضائل او سخن گويد » ؟ همه برخاستند و آنقدر در خايه هايش زدند كه از مسجد جامع بيرونش كردند و خودش نقل مىكند : « مرا به مكه برده
هامش
( 1 ) اللئالى سيوطى 1 : 220 ، فتح البارى 7 : 83 .