تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
و از آنجا نيز بيرون كردند » . وى در آنجا مريض شد و همانجا كشته و شهيد شد ( 1 ) . « ابن تيميه » در « منهاج » خود 2 : 207 مىنويسد : « گروهى فضايلى براى معاويه نقل كرده و احاديثى از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در آن باره روايت نموده‌اند ، كه همه آنها دروغ است » . « فيروز آبادى » در پايان كتاب « سفر السعاده » و « عجلونى » در « كشف الخفاء » ص 420 ، در باب « فضائل معاويه » نوشته‌اند : « حديث صحيحى در اين باره وجود ندارد » . « عينى » در « عمده القارى » مىنويسد : « هرگاه بگويى كه در فضايل معاويه احاديث فراوانى هست ، گويم آرى ، و لكن هيچيك از آن احاديث از طريق اسناد صحت ندارد و صحيح نيست » . اسحاق بن راهويه و نسائى و ديگران نيز همين مطلب را ذكر كرده‌اند و بيهوده نيست كه بخارى عبارت « باب ذكر معاويه » آورده و نگفته « فضيلت و يا منقبت معاويه » . « شوكانى » در « فوائد المجموعه » مىنويسد : « حافظان حديث ، همگى اتفاق دارند ، بر اينكه هيچ حديثى در فضيلت معاويه صحت ندارد » . آرى ، غلوى كه در دوستى اين مرد به عمل آمده ، موجب شده كه فضائل دروغينى براى اين مرد بسازند ، كه ساحت اقدس پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله منزه و پاك است از اينكه چيزى از آن قبيل بفرمايد ، بلكه اين احاديث بدست بافندگانى بافته و ساخته شده كه چهرهء انسانيت از قبول آن سرباز مىزند . و « محمّد بن عبد الواحد ابو عمر » غلام « ثعلب » ، رساله اى در فضايل اين آدم ، اين مردى كه دامنش به رذائل گوناگون آلوده است ، پرداخته و چنان كه « ابن حجر » در « لسان الميزان » 1 : 374 ذيل نام « اسحاق بن محمّد سوسى » نوشته است . « اين مرد ، موضوعات زشتى در فضائل معاويه آورده ، كه عبيد اللَّه سقطى هم
هامش
( 1 ) تاريخ ابن كثير 11 : 124 . تفصيل قصه نسائى خواهد آمد .