تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
در جنگ « تبوك » - كه در جلد سوم خوانديم - و همهء اصحاب سرشناس در آن حضور داشتند و آن فضيلت را برايش مىشناختند و از آن افتخار آگاه بودند . پس اگر معاويه عذر بياورد كه چون مشرك بوده در آن حضور نيافته ، عذرش به دليلى كه در مورد جنگ خيبر متذكر شديم غيرموجه و ناپذيرفتنى است . همچنين در روز « غديرخم » به زبان آورده و اعلام داشته است آنگاه كه معاويه خود حاضر بوده و با بيش از يكصدهزار تن شنيده است . با اين همه چون ايمان به آن نياورده به گوش نگرفته است و پس از شنيدن و درك فرمايش رسول در حق على باز با على جنگيده و با او دشمنى ورزيده و دستور داده بر او لعنت بفرستند . بانگ رساى پيامبر گرامى در گوشش طنينانداز بوده كه « خدايا ! هر كه على را دوست مىدارد دوستش بدار و هر كه را كه دشمن مىداردش دشمن بدار . هر كه را ياريش مىكند يارى كن و هر كه را خوارش مىگذارد خوار گردان » در گوش او و در گوش همهء جهانيان . همچنين بنابر روايتى كه احمد حنبل از محدوج بن زيد باهلى ثبت كرده در روز عقد پيمان برادرى ، آن حديث را اعلام داشته است . مىگويد : پيامبر خدا ( ص ) ميان مهاجران و انصار پيمان برادرى بست . على بگريست . پيامبر خدا ( ص ) پرسيدش : چرا گريه مىكنى ؟ گفت : چون مرا با كسى برادر نساختى . فرمود : ترا گذاشتم براى خودم . و افزود : تو نسبت به منزلتى را دارى كه هارون با موسى داشت . ( 1 ) و نيز روزى كه حضرتش در خانهء امسلمه بود و على ( ع ) آمده اجازهء ورود خواست . پيامبر ( ص ) از امسلمه پرسيد : مىدانى اين كيست ؟ گفت : آرى ، على است . فرمود : گوشت و خونش با گوشت و خونم آميخته است و همان منزلتى را برايم دارد كه هارون براى موسى داشت با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نخواهد بود ( 2 ) . وانگهى حديث « منزلت » را بنابر روايتى كه احمد حنبل از طريق ابى حازم ثبت كرده و در « رياض النضره » 2 / 195 نيز آمده خود معاويه هم روايت كرده است . دربارهء واقعهء « مباهله » درست است كه معاويه چون كافر بوده نمىتوانسته شاهد گفتار پيامبر ( ص ) باشد و از آن محروم مانده است ، لكن اگر پسر ابو سفيان از قرآن و
هامش
( 1 ) - رك : غدير 3 . ( 2 ) رك : غدير 3 .