جنايتهاى معاويه
تاريخ زندگى تباه معاويه را جنايتها سياه كرده است و ما از آن ميان كه برون از حساب و شمار است فقط نمونه اى چند ارائه مىدهيم : زمانى دراز به امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) دشنام مىداد و لعنت مىفرستاد و چنان كه در جلد دوم خوانديم در نماز در دعاى دست بر آن حضرت لعنت مىكرد و بعنوان يك رويه در خطبهء نماز جمعه و عيد انجام مىداد . در نماز عيدين از سنت پيامبر ( ص ) منحرف گشت و براى اين كه مردم پس از خواندن نماز براى گريز از دشنامهائى كه به على ( ع ) داده مىشود برنخيزند و اجبارا بنشينند خطبه را پيش از نماز خواند - كه در جلد هشتم بشرح آمد و در همين جلد به آن اشاره رفت . و به استانداران و مأمورانش دستور داد كه اين بيعت را اجرا كنند ، و هر كه را از اجراى آن سرباز مىزد توبيخ مىنمود و گوش به اندرز هيچ راهنماى ديندارى نمىداد .
1 - مسلم و ترمذى از طريق عامر بن سعد بن ابى وقاص چنين ثبت كردهاند :
« معاويه به سعد بن ابى وقاص گفت : چرا به ابو تراب فحش نمىدهى ؟ گفت :
چون سه سخن از پيامبر ( ص ) در حق او شنيدهام هرگز به او بد نخواهم گفت ، سه سخنى كه اگر يكى از آنها متعلق به من مىبود بهتر از آن بود كه گرانبهاترين نعمتهاى مادى را مىداشتم . آنگاه سه حديث « منزلت » و « رايت » و « مباهله » را باز گفت . »
حاكم نيشابورى پس از ثبت آن مىافزايد : معاويه ديگر كلمه اى بد نگفت تا از مدينه بيرون رفت . ( 1 )
طبرى مطلب را از طريق ابن ابى نجيح به اين عبارت نوشته : « معاويه چون يه حج رفت همراه سعد ( بن ابى وقاص ) گرد كعبه طواف كرد ، وقتى از آن بپرداخت
هامش
( 1 ) رك : صحيح مسلم 7 / 120 صحيح ترمذى 13 / 171 مستدرك حاكم 3 / 109 .