تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
او فرمود : تو نسبت به من منزلتى را دارى كه هارون نسبت به موسى داشت ، با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نخواهد بود . معاويه پرسيد : غير از تو چه كسى اين حديث را شنيده است ؟ سعد چند نفر منجمله ام سلمه را نام برد . معاويه گفت : من اگر اين حديث را از پيامبر ( ص ) شنيده بودم هرگز با على نمىجنگيدم . و مىنويسد : به موجب روايتى ديگر اين گفتگو هنگامى كه ميان ايشان صورت گرفته كه در مدينه بوده‌اند در اثناى حجى كه معاويه بجاى آورد ، و آن دو نزد امسلمه رفته دربارهء آن حديث از او جويا گشتند . امسلمه همان حديثى را كه سعد نقل كرده بود بيان كرد . معاويه گفت : اگر اين حديث را پيش از امروز شنيده بودم نوكرش مىشدم تا از دنيا مىرفت يا من مىميمردم . ( 1 ) معاويه ، بدروغ ادعا كرد كه آن احاديث مشهور و شايع را نشنيده و از آنها خبر نداشته است ، زيرا آن احاديث راز يا حرف خصوصىيى نبوده كه پيامبر گرامى به تنى چند از نزديكان و دوستان صميمىاش زده و ديگران بىخبر مانده باشند ، بلكه در برابر همه فرموده و به صورت شعار و اعلام همگانى . حديث « رايت » در جنگ خيبر و موقعيتى مهم بر زبان مباركش جارى گشته و با اين اعلام تكانآور كه فردا پرچم را به كسى مىسپارم كه خدا و پيامبرش را دوست مىدارد و خدا و پيامبرش دوستش مىدارند . . . و بر اثر آن همه گردن افراشتند كه اينك كدامين ابرمرد پرافتخار رايت آزادى و گشودن خيبر بدوش خواهد كشيد ، و به ناگهان « رايت » نبرد آزاديبخش و كفرشكن از دست گهربار و فرخندهء رسول گرامى به كف با كفايت على بن ابيطالب ( ع ) سپرده شد و همه دانستند كه منظور پيامبر ( ص ) همو بوده است نه ديگرى . گرفتيم معاويه در جنگ « خيبر » در گلهء مشركان بوده و با آنان كه عليه خدا و پيامبرش در ستيز بوده‌اند ، اما پس از آن كه برق شمشير بران به جرگهء مسلمانان كشاندش باز آن خبر نشنيد آن خبر را كه زبانزد پيكارگران مسلمان و ديگر اقوام بود و كسى يافت نميشد كه خود شاهد آن حديث نبوده يا از شاهدان نشنيده باشد ؟ ! حديث « منزلت » را نيز پيامبر ( ص ) در مواقع و موارد متعدد به زبان آورده از جمله
هامش
( 1 ) تاريخ ابن كثير 8 / 77 .