تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
فقط تو مىدانى . حال آنكه يزيد خودش وضع و عقيده اش را نشان داده و باز نموده است . كارهايش را نگاه كن از سگبازيش بگاهى كه سگها را بجان هم مىاندازد و كبوتر بازيش و كنيزكان خنياگرش و انواع هوسبازيهايش تا ترا در وصف خويش كمك كند . تصميمى را كه دارى كنار بگذار . همان گناهانى كه تا به حال مرتكب گشته اى كافى نيست كه مىخواهى وزر و و بال اين موجود را بر دوش خود باز كنى و بچنين حالى به آستان دادرسى پروردگار در آئى ؟ به خدا همچنان به باطل در انحراف و ستم فرو رفته اى و به بيدادگرى پرداخته اى كه ديگر جائى باقى نگذاشته اى تو با مرگ فقط يك چشم بهمزدن فاصله دارى ، بنابر اين به كارى پسنديده دست بزن براى روز مشهور قيامت كه غير قابل اجتناب است و در آن گريز گاهى نيست . در سخنت ضمنا به ما تعرض نموده اى ، و ما را از حق اجدادى محروم مىشمارى در حالى كه به خدا قسم اين حق را پيامبر ( ص ) از طريق ولادت براى ما به ميراث نهاده است . . . . . . به فرماندهى آن شخص بر مردم بدستور رسول خدا ( ص ) و با تعيين حضرتش استشهاد كردى . اين حقيقت دارد و اتفاق افتاده است . در آن زمان آن شخص - يعنى عمرو بن عاص - از فضيلت مصاحبت پيامبر ( ص ) و بيعت با وى برخوردار بوده است . و تا اين تعيين صورت گرفت مردم اظهار نارضائى نمودند كه چرا او فرمانده گشته و بر ديگران مقدم شمرده شده است و شروع كردند به برشمردن كارهايش . در نتيجه ، پيامبر ( ص ) فرمود : اى گروه مهاجران ! پس از اين هيچكس جز من فرماندهء شما نخواهد بود . به اين ترتيب پيامبر ( ص ) آن كار و رويه را نسخ و ابطال كرد . بنابراين تو چگونه در مورد مهمترين كارهاى عمومى به كار منسوخ پيامبر ( ص ) و رويه اى كه توسط حضرتش نسخ و ابطال گشته استناد ميكنى ؟ ! يا چگونه مىخواهى كسى را به اين مقام مهم بگمارى كه بعضى او را ديندار نمىدانند و همهء مردم را رها كرده دين باختهء بيراهى را چسبيده اى و مىخواهى مردم را گمراه كرده دنياى او را با بدبخت كردن خودت در آخرت آباد كنى . اين همان زيانكارى آشكار است . و از خدا براى خود و براى شما آمرزش مىطلبم . معاويه رو به ابن عباس گرداند كه اين ديگر كيست اى ابن عباس ! نظر و گفتهء تو شايد تلختر باشد ! ابن عباس گفت : او به خدا قسم ذريهء پيامبر ( ص ) است